مارتين شين مجري NBC وسخنگوي مخالفان جنگ در هاليوود به وسيله نامه هايي به فعاليت عليه وطنش متهم شد
۱۳۸۱ اسفند ۱۶, جمعه
۱۳۸۱ اسفند ۱۴, چهارشنبه
دل تنگی
دل تنگي هاي آدمي را باد ترانه يي مي خواند... مي رود سال.روز ها مي روند رفته اند. ياد تو نه.نمي روي از ياد.يک اسم توي تقويمي جا مي ماند و من که همه ثانيه ها را شمرده ام مي شمارم.اسفند به نيمه رسيده ويکي به آخر خط.با سيگار ها دود مي شوم در بغض بازگشت به سياره يي که زمين نباشد.شايد انتظار سخت باشد هنوز و هميشه اما مي شود تابش آورد اگر پاي آب ها و آبي ها در ميان باشد و پاي تو .دوست داشتن آدم ها سخت است دوست داشتن تو سخت تر.مي رود سال.روز ها مي روند تو يک روز مي آيي آمده يي.آمدن خوب است...
درباره ی
خودمانی
۱۳۸۱ اسفند ۱۳, سهشنبه
ادبیات گرفتار
ادبيات هم اينجا گرفتار شده: آيت الله يزدي اين روزها در باره رمان و داستان دو بار اظهاراتي داشته که اول از همه بايد گفت منصفانه نبوده بگذريم که او هر از چندي روي يک چيزي دست مي گذارد البته احتمالا به پيشنهاد مشاوران و باقي قضايا که معمولا چند روز بعد هم صداي ديگران را در مي آورد.او از رمان ها و داستان هايي سخن گفته که فساد و فحشا را گسترش مي دهد.آيا کسي از کتاب خواندن فاسد مي شود ؟ آيا کسي به خودش زحمت مي دهد که يک کتاب چهار صد صفحه يي را بخواند تا مثلا دو تا از صحنه هاي مورد نظر حضرت آيت الله را بخواند آن هم به زمانه يي که به همت تدبر حاکمان فحشا از در و ديوار شهر بالا رفته؟ مثل اين که گاهي بايد به هوش بعضي ها حسادت کرد مگر نه؟
درباره ی
آزادی بیان,
ادبیات
اشتراک در:
پستها (Atom)