۱۳۸۲ شهریور ۲۵, سه‌شنبه

اون ور مرگ

پنج شش سال پیش یه شب تو شوکا با بیژن جلالی نشسته بودیم که یکی یه انگشتر آورد و گفت این انگشتر حال درونی آدم ها رو نشون میده.ماجرا این طور بود که نگینش تو دست آدما و متناسب با حال شون رنگ عوض می کرد.به نظرم تو دست جلالی نگین قهوه یی شد ولی تو دست من سیاه.بیژن گفت تو الان باید مرده باشی.میگفت تو مثل یه دریای توفانی هستی الان.حالا اون انگشتر که نیست ولی فکر میکنم اگه بود چیزی اون ور مرگ رو نشون میداد چه تو دستای بیژن و چه تو دستای من.

۱۳۸۲ شهریور ۲۳, یکشنبه

دو کبریت سوخته

آدورنو: برای انسانی که دیگر خانه یی ندارد تادر آن زندگی کند نوشتن تبدیل به مکانی برای زندگی می شود.
پایان یک سالگی اکنون با این سطر های آدورنو شاید یک جوری حرف های دل بی قراری است که حالا جز کلمات هیچ مکان و هیچ مجالی برای ادامه ندارد.برای من حالا یک سال است که وبلاگ نوشتن افیون زخم هایی شده که به قول هدایت روح آدم را مثل خوره می تراشد...با هر تولد مردن هم کلید می خورد.با این حساب من و اکنون داریم می میریم و همین طور نزدیک می شویم به آن دهان سرد مکنده.نوشتن حالا خانه من است دیگر هیچ چیز جز کلمه آرامشم نمی دهد و همین است که این وبلاگ شده دل خوشی این روز های سیاه.همه چیز به هم ریخته است ... همه چیز به هم می ریزد ... اتاق و خانه و خیابان ... آدم ها و آدرس ها ... تایاد بگیریم چیزهایی ...که در باران تکرار می شوند را بنویسم... غار غار کلاغ ها و گم شدن دو کبریت سوخته را.

۱۳۸۲ شهریور ۱۹, چهارشنبه

قلمک‌ مجله‌ اختصاصی‌ شعر

پرهام‌ شهرجردی‌ در تلاش‌ است‌ تا بزودی‌ نخستین‌ شماره‌ مجله‌ «قلمک‌» را منتشر کند. این‌ نشریه‌ در دوره‌ جدید به‌ شعر و موضوعات‌ مربوط‌ به‌ آن‌ خواهد پرداخت‌. شهرجردی‌ را در انتشار «قلمک‌» گروهی‌ از شاعران‌ مقیم‌ داخل‌ و خارج‌ کشور یاری‌ خواهند داد.«قلمک‌» که‌ در پاریس‌ انتشار می‌یابد در ایران‌، امریکا، کانادا و کشورهای‌ اروپایی‌ توزیع‌ خواهد شد.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes