۱۳۸۲ بهمن ۱۲, یکشنبه

دندان گل آقا

اول‌ اینکه‌ سومین‌ مسابقه‌ طنز و کاریکاتور گل‌ آقا برگزار می‌شود. خب‌ شما فکر می‌کنید گل‌ آقا برای‌ سومین‌ مسابقه‌اش‌ چه‌ موضوعی‌ را برگزیده‌ باشد؟ احتمالا همه‌ چیز به‌ فکرتان‌ خطور می‌کند، الا «دندان‌».
بله‌ درست‌ خواندید به‌ نظر « گل‌ آقا» اگر دندان‌ها سالم‌ باشند خیلی‌ از مشکلات‌ حل‌ می‌شود و به‌ همین‌ خاطر موضوع‌ سومین‌ مسابقه‌ طنز و کاریکاتور گل‌ آقا «بهداشت‌ دهان‌ و دندان‌» است‌.
شما می‌توانید از 12 تا 22 بهمن‌ به‌ جای‌ دندانپزشکی‌ به‌ میدان‌ آرژانتین‌ ، خیابان‌ زاگرس‌، شماره‌ 7 مراجعه‌ کنید تا علاوه‌ بر بازدید از کاربردهای‌ تازه‌ دندان‌، نوشته‌هایی‌ نیز در ستایش‌ دندان‌ بخوانید.
جالب‌ است‌ بدانید که‌ برگزیدگان‌ این‌ مسابقه‌ روز 19 بهمن‌ طی‌ مراسمی‌ با حضور طنزپردازان‌ و شخصیت‌های‌ دندان‌ گیر معرفی‌ می‌شوند.

داوران‌ جایزه‌ شعر حق‌ دارند
از قدیم‌ گفته‌اند ایرانی‌ها ژنتیکی‌ شاعرند یا به‌ قول‌ خودمان‌ شعر هنر ملی‌ ما ایرانیان‌ است‌. به‌ همین‌ خاطر در ایران‌ از قدیم‌ یک‌ جایزه‌ شعر بر پا کرده‌ اند که‌ هر ساله‌ به‌ هیچ‌ کس‌ نمی‌دهند اسمش‌ را هم‌ گذاشته‌اند «جایزه‌ کتاب‌ سال‌» که‌ البته‌ همه‌ رشته‌ها سالانه‌ برگزیدگان‌ خود را معرفی‌ می‌کنند به‌ غیر از شعر. البته‌ دو سه‌ سالی‌ هم‌ هست‌ که‌ یک‌ جایزه‌ دیگر به‌ نام‌ «شعر امروز ایران‌» توسط‌ مجله‌ کارنامه‌ بر پا شده‌ که‌ دو سه‌ هفته‌ پیش‌ برگزیدگان‌ سومین‌ دوره‌اش‌ را هم‌ معرفی‌ کرد. این‌ ها را نوشتم‌ تا به‌ عرض‌تان‌ برسانم‌ که‌ مفتون‌ امینی‌، وسواس‌ مهربان‌ شعر، درباره‌ داوری‌ جایزه‌ شعر گفته‌: «همیشه‌ کسانی‌ هستند که‌ در داوری‌ها انتخاب‌ نمی‌شوند و در روزنامه‌ها داوران‌ را می‌کوبند! پس‌ داوران‌ حق‌ دارند که‌ نخواهند نام‌شان‌ به‌ عنوان‌ داور فاش‌ شود.»

«عکس‌های‌ دو نفره‌» کی‌ چاپ‌ می‌شود
اگر کتابی‌ با نام‌ «عکس‌ های‌ دو نفره‌» را در ویترین‌ کتابفروشی‌ها دیدید می‌توانید مطمئن‌ باشید که‌ نویسنده‌ آن‌ کتاب‌ کسی‌ نیست‌ جز «اسماعیل‌ جمشیدی‌». البته‌ هنوز مانده‌ تا این‌ کتاب‌ را در کتابفروشی‌ها ببینید چرا که‌ اداره‌ کتاب‌ هنوز پاسخی‌ به‌ درخواست‌ مجوز چاپ‌ آن‌ نداده‌ است‌.
اگر این‌ کتاب‌ چاپ‌ شد شما می‌توانید خاطرات‌ ،وگفت‌ و گوی‌ اسماعیل‌ جمشیدی‌ با کسانی‌ چون‌ سلیمان‌ حییم‌، عباس‌ ریاضی‌ کرمانی‌ و خیلی‌های‌ دیگر را در آن‌ بخوانید. شاید لازم‌ باشد به‌ یادتان‌ بیاورم‌ که‌ سلیمان‌ حییم‌همان‌ مرد بزرگ‌ کلمه‌ است‌ که‌ یک‌ تنه‌ فرهنگ‌ انگلیسی‌ فارسی‌ حییم‌ را فراهم‌ کرد. او به‌ اندازه‌ و به‌ جای‌ همه‌ ما تلاش‌ کرد و همین‌ است‌ که‌ «عکس‌های‌ دو نفره‌» را جالب‌ تر می‌کند، گفت‌و گو با چهل‌ و یک‌ تن‌ از اهالی‌ فرهنگ‌ که‌ حاصل‌ چهل‌ سال‌ زندگی‌ جمشیدی‌ است‌.


۱۳۸۲ بهمن ۱۱, شنبه

پرونده

دست هاش معلق مانده در هوا
و بوی عرقش توی این اتاق و همه ی غار ها
روی برف بعد ها
رد پاهاش هست

پلیس جسد را لای برف ها پیدا می کند
و حیران که چرا
چرا هیچ اثری از انگشت هاش نیست

بوی عرقش در این اتاق و همه ی غار ها معلق مانده
و دست هاش در هوا
شکل دو تا گیس را گرفته به خودش
اول لب را می کشد
و بعد خودش را

لااقل این طور گزارش کرده اند:
زخمی کشیده
عمیق و کشیده که گوش تا گوش باز است
رد اشکی روی گونه هاش نبوده
و البته اثر هیچ انگشتی

در سینه ی غارها
توی همین اتاق
دو تا گیس
یک لب
و یک مرد
همه ماجرا همین بوده
این خبر
این هم عکس اش

۱۳۸۲ آذر ۱۵, شنبه

تاریخ فراموشکاری؟

گاهی بعضی چیزها را باید تکرار کرد.گاهی بعضی نام ها را باید تکرار کرد می خواهم تکرار کنم تا به یاد بیاورم که یک سال پیش جسور بودم دو سال پیش جسورتر.نشانه های پیری دارند ظهور میکنند مخصوصا وقتی که دیگر دل جوانی از یاد ببرد یا برده باشد:

تاریخ‌ فراموشکاری‌؟!

۱امروز چهار سال‌ گذشته‌ از روزی‌ که‌ محمد مختاری‌ تا نزدیک‌های‌ غروب‌ مشغول‌ خواندن‌ و نوشتن‌ بود و بعد به‌ قصد خرید یکی‌ دو تا لامپ‌ و چند شیشه‌ شیر از خانه‌ می‌زند بیرون‌.یک‌ روز قبل‌ وقتی‌ رفته‌ بود یادبود حمید مصدق‌ یکی‌ ازش‌ پرسیده‌ بود که‌ قتل‌ فروهرها و مرگ‌مصدق ربطی‌ به‌ هم‌ دارد یا نه‌? و مختاری‌ گفته‌ بود نه‌.
او نمی‌دانست‌ فردا صبح‌ دو تا ماشین‌ و سرنشینانش‌ کنار خیابان‌ انتظار می‌کشند که‌ از خانه‌ بزند بیرون‌ و آن‌ قدر صبر دارند که‌ تا ساعت‌ پنج‌ عصر هم‌ همان جا می‌مانند. مختاری‌ حتی‌ به‌ مغازه‌ هم‌ می‌رسد، خرید می‌کند که‌ برگردد به‌ «هفتاد سال‌ عاشقانه‌» و شعرهاش‌ فکر می‌کند و به‌ «تمرین‌ مدارا». توی‌ آن‌ دو تا ماشین‌ اما چند نفر فقط‌ به‌ یک‌ چیز فکر می‌کنند، «انجام‌ وظیفه‌» یا چیزی‌ در همین‌ حدود. آنها وقتی‌ مختاری‌ را سوار ماشین‌شان‌ می‌کنند هم‌ به‌ همین‌ فکر می‌کنند. ساعت‌ها چرخیدن‌ توی‌ شهر طبعا نباید به‌ ریسمانی‌ ختم‌ شود که‌ معمولا فاصله‌ بین‌ زندگی‌ و مرگ‌ را در چند دقیقه‌ طی‌ می‌کند اما سیاست‌ همیشه‌ قربانیان‌ خودش‌ را می‌گیرد و کاری‌ هم‌ به‌ دل‌ طرف‌ ندارد.
چند روز هول‌ و هراس‌ و بعد یافتن‌ جسد بی‌جان‌ شاعر و قصه‌یی‌ که‌ برای‌ محمد جعفرپوینده‌ تکرار می‌شود. آنچه‌ به‌ قتل‌های‌ زنجیره‌یی‌ شهرت‌ یافته‌ حالا چهار ساله‌ می‌شود.
۲ توی‌ این‌ چهار سال‌ اتفاق‌ها افتاده‌ و توی‌ همه‌ سال‌هایی‌ که‌ رفته‌ و می‌آیند اتفاق‌ها. مرگ‌ سعید امامی‌ که‌ «هویت‌» سازی‌ او شهره‌ است‌ حالا خیلی‌ چیزها را آشکار و نهان‌ کرد. حالا معلوم‌ شده‌ که‌ آن‌ «نابغه‌» امنیتی‌ تنها در از پا در آوردن‌ کسانی‌ مهارت‌ داشته‌ که‌ خطری‌ برای‌ نظام‌ نبودند. او بی‌خطرها را از پا در می‌آورد که‌ فتنه‌ به‌ پا کند و خطر. یک‌ نکته‌ دیگر هم‌ حالا در چهارسالگی‌ قتل‌های‌ زنجیره‌یی‌ عیان‌ شده‌ و آن‌ این‌ که‌ آثار اطلاعیه‌ تاریخی‌ وزارت‌ اطلاعات‌ در نیمه‌ دی‌ ماه‌ 1377 با مرگ‌ امامی‌ آسیب‌شناسی‌ ماجرای‌ قتل‌ها و حقیقت‌یابی‌ را حالا با حاصل‌ جمع‌ صفر برابر کرده‌ است‌.
۳ماجرای‌ قتل‌های‌ زنجیره‌یی‌ از دل‌ چهار سال‌ پیش‌ به‌ عمق‌ تاریخ‌ پرتاب‌ شده‌ و می‌شود. اما اندیشه‌یی‌ که‌ ماجرای‌ قتل‌های‌ زنجیره‌یی‌ از دل‌ آن‌ برآمده‌ از دل‌ تاریخ‌ راهش‌ را تا هنوز ادامه‌ داده‌ است‌. وقتی‌ دو سال‌ پیش‌ و در هنگامه‌ رسیدگی‌ حقوقی‌ به‌ این‌ ماجرا، خانواده‌ مقتولان‌ نسبت‌ به‌ عاملان‌ قتل‌ها اعلام‌ گذشت‌ کردند بر یک‌ نکته‌ تاکید داشتند و آن‌ اینکه‌ خواستار انتقام‌ نیستند آنها بر یک‌ خواسته‌ تاریخی‌ تاکید داشتند و آن‌ طرد و رد تفکری‌ است‌ که‌ می‌تواند بی‌گناه‌ را گناهکار و گناهکار را بی‌گناه‌ معرفی‌ کند، چشم‌های‌ تیزبین‌ نظارت‌ همگانی‌ را کور و برشمار قربانیان‌ بیفزاید.
تاریخ‌ دل‌ پر رمز و رازی‌ دارد. او روزی‌ درباره‌ همه‌ ما قضاوت‌ کرده‌ و خواهد کرد. امروز خیلی‌ها می‌توانند نگران‌ چنین‌ قضاوتی‌ باشند.

محاکمه
 چهار سال از ربودن و به قتل رساندن محمد مختاری گذشته . سال ها خواهد گذشت از آن روز پاییزی و آخرین اتاق آن مجموعه به ظاهر حافظ امنیت و خواباندن محمد مختاری روی زمین.آن روز ها عشق هزاران و یک ساله و تو دو سه ماهه و من بیست و هفت ساله بودم و طناب و مرگ هم سن و سال تاریخ بودند.آن طناب ده دقیقه کشیده شد و ناخن های شاعر ده دقیقه بعد کبود این را فقط قاتل ها می دانند و مختاری و شاید چند نفر دیگر.اما بوی گند آن قضایا تا دنیا دنیاست توی دل تاریخ به یقه آن هایی که دستورش را دادند سنجاق شده .
آن ها با صد من عطر و بزک نمی توانند از دادگاه تاریخ بگریزند گیرم که با یک دستور از محاکمه در دادگاهی گریخته باشند که یک "بی"بزرگ اولش کم دارد...
۱۲آذر ۸۱

...

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes