۱۳۸۴ آبان ۱۷, سه‌شنبه

گسترش بازار جنسی در امارات و پاکستان:همسايگان خريدار دختران ايرانی

در روز هاي اخير يک سايت خبري نزديک به راستگرايان گزارشي از تن فروشي برخي دختران ايراني در امارات متحده عربي منتشر کرده است که بر اساس آن"دختران ايراني بالاترين قيمت و خواهان را در بازار قاچاق دختران و زنان در كشور امارات متحده عربي دارند".
سايت خبري عارف نيوز در گزارش خود براين نکته تاکيد کرده که:"هم اكنون شيوخ عرب بيشترين پول را براي دختران ايراني پرداخت مي‌كنند و علاقه‌مند هستند اين دختران بين 14 تا 20 سال سن داشته باشند". اين گزارش مي افزايد: "بعد از دختران ايراني، دختران لبناني و برخي كشورهاي عربي شمال آفريقا قرار دارند و از زنان كشورهاي آسيايي ميانه و اروپاي شرقي بيشتر در ديسكوها و مراكز فحشاي مخفي درهتل‌ها و كاباره هاي دبي استفاده مي شود".
بر اساس اين گزارش ايرانيان مقيم امارات در اين خصوص گفته اند که "شناسايي و دستگيري زنان رابط قاچاقچيان زياد مشكل نيست و مي‌توان به راحتي آنها را در تهران شكار كرد اما نمي‌دانيم چرا اجازه مي‌دهند آنها با رفت و آمد آزاد به كشور، دختران جوان را شكار كرده و به منجلاب فساد بكشانند".
سال پيش يک خبرگزاری داخلی گزارشی از حراج دختران ايراني در امارات متحده عربي منتشر کرد که همزمان با واکنش های شگفت زده درباره آن ، مقامات قضايي و انتظامي کشور آن را تکذيب و حتا منبع انتشار اين خبر را مدتي به خاطر نشر اخبار کذب و تشويش اذهان عمومي، بازداشت کردند.

فرشتگان سياه بخت
گزارش خبر گزاري سازمان ملي جوانان باعنوان "فرشتگان سياه بخت" براي اولين بار خبر از حراج دختران ايرانی در فجيره داد. همزمان با انتشار اين گزارش، دادستاني تهران هم خبر از کشف و نابودي سه باند قاچاق دختران ايراني به کشور هاي حاشيه خليج فارس داد. در همان روز ها بسياري از روزنامه هاي داخلي گزارش هايي در اين باره منتشر کردند. اما اندکي بعد سيدعظيم حسيني، مديركل مبارزه با مفاسد اجتماعي نيروي انتظامي، در جمع خبرنگاران حاضر شد و حراج دختران ايراني در فجيره را شديدا تكذيب كرد و گفت: "هدف از انتشار اين خبر سياه ‌نمايي جامعه ايراني و سوء استفاده بوده است." او اين را هم گفت که: "انتشار اين خبر از سوي برخي مطبوعات و رسانه‌هاي خارجي به باورهاي مردم لطمه زده است". وي تصريح كرد: "فعاليت‌هاي فسادآميز به شكل سازمان يافته در كشورهاي غيراسلامي به عناوين مختلف وجود دارد ايران جزو نوادر كشورهايي است كه با اين گونه پديده‌ها به شكل اصولي برخورد مي‌كند".
او هم چنين به جاي پاسخ دادن به سئوالات خبرنگاران و تشريح نحوه برخورد نيروي انتظامي با مسئله قاچاق زنان و دختران ايراني، مصطفي بن يحيي منبع اين خبر را "شخصي جنجالي و بي‌توجه به ابعاد اجتماعي جامعه" دانست، و ادعا كرد كه "اين فرد در دايره فساد و فحشا در آسياي ميانه نقش داشته است". حسيني از بازداشت بن يحيي خبر داد و افزود: اين فرد كه يك شهروند ايران است، به اتهام تشويش اذهان عمومي با دستور مقام قضايي بازداشت شده و پرونده وي در حال بررسي است".
همزمان با اين تکذيب نيروي انتظامي از دستگيري 25 نفر طي سال 83 در ارتباط با قاچاق دختران به کشورهاي عربي نيز خبر داده بود و چند روز بعد، محمد باقر قاليباف فرمانده وقت نيروي انتظامي به خبرنگاران گفت:" رسيدگي فوري به اين موضوع را در دستور کار خود قرار داده ام".
بازتاب انتشار گزارش حراج دختران در امارات، حتا به بالا ترين مقامات رسمي نيز کشيده شد، رييس جمهور خاتمي هم وارد ميدان شد و اعلام کرد:"ما از اين مساله نگرانيم و اين در حالي است که از همين کشورها، کالاهايي که خود مي توانيم در داخل توليد کنيم وارد مي کنيم. " او البته خبر حراج دختران ايراني در امارات را تکذيب کرد و گفت: "اين مساله يک دروغ است و من به عنوان رييس جمهور شايعه حراج دختران ايراني را لحظه به لحظه و نقطه به نقطه پي گيري کردم و پس از بررسي هاي گسترده مشخص شد که اين يک دروغ و ناشي ازجنگ رواني عليه حيثيت و عظمت مملکت اسلامي است" . اما چند روز بعد رحيم عبادي رييس سازمان ملي جوانان خبر داد که به دستور خاتمي کميته ويژه اي از ماموران اطلاعاتي براي پيگيري ماجراي حراج دختران تشکيل شده است.

قاچاق دختران ادامه دارد
با وجود آن که مسولان رسمي در آن زمان حکايت حراج دختران ايرانی را تکذيب کردند اما هيچ گاه قاچاق دختران و وجود بازاری جنسی از اتباع ايرانی در شيخ نشين های جنوب خليج فارس تکذيب نشده و بسياري از آگاهان وجود چنين پديده يي را تاييد مي کنند. آنها معتقدند که گسترش فقر، روز به روز ابعاد قاچاق دختران را گسترده تر و پيچيده تر کرده است.
يک جامعه شناس در اين باره مي گويد: "هرچه پيش مي رويم شکاف طبقاتي عميق تر مي شود. يک طرف ثروتمندان قليل قرار دارند و در طرف ديگر فقرا که تعدادشان روز به روز بيشتر مي شود. در چنين شرايطي معلوم است که برخي از دختران جوان براي رسيدن به معيشت و دخل وخرج شان به سوي تن فروشي هم پيش مي روند، همان طور که برخي پسران جوان به سوي سرقت و مواد مخدر و خلاف هاي ديگر". اين کارشناس مي گويد "براي به دست آوردن آمار تقريبي فحشا کافي است به آمار سرقت ها کنيد. به همين نسبت هم مي توان حدس زد که چقدرتن فروشي افزايش يافته، چرا که اين ها با هم نسبت مستقيم دارند".
اين استاد دانشگاه تهران مي گويد: "اگر ده درصد زناني که به تن فروشي مي پردازند توسط باندهاي قاچاق به کشورهاي عربي بروند، آن وقت مي شود آمار قاچاق زنان به اين کشورها را بسيار بيشتر از آن چيزي دانست که برخي خبرگزاري ها منتشر کرده اند".
کارشناسان انتظامی و قضائی بارها گفته اند که بسياري از دختران مورد نظر با رضايت خود و خانوادهايشان و با مدارک قانوني براي دوره هاي دو يا سه ماهه به کشورهاي عربي سفر و در آن جا با تن فروشي کسب در آمد مي کنند.
مرجان سخاوتي يکي از کساني که تحقيقاتي درباره قاچاق زنان انجام داده، چندي پيش در مصاحبه يي فعاليت هايي را که عليه مبارزه با قاچاق انسان در کشور صورت مي گيرد ناکافي دانسته و دلايلي همچون بيکاري، فقر، عدم برنامه ريزي مناسب براي جوانان، نا آگاهي و کم سوادي را از جمله علت هاي افزايش قاچاق دختران اعلام کرده بود.
پژوهشي که توسط انجمن دفاع از قربانيان خشونت درسال 82 انجام شد، نشان مي دهد قاچاق زنان و دختران از استان هاي مرزي به کشورهاي حاشيه خليج فارس، امارات متحده عربي، پاکستان، افغانستان و همچنين به طور محدودبه کشورهاي اروپايي و آسيايي رو به افزايش است.

آمارها همچنان محرمانه اند
مقامات رسمي البته تاکنون آماري از تعداد زنانی که در کشورهای ديگر به تن فروشی مشغولند منتشر نکرده اند اما آمارهاي منتشر شده از سوي انجمن ذفاع از قربانيان خشونت نشان مي دهد که" فقط ماهانه 45 دختر 16 تا 25 ساله ايراني در کراچي توسط افراد ثروتمند خريداري مي شوند".
پژوهش هاي اين انجمن نشان مي دهد "قاچاق انسان در کشور، عمدتا از دو مسير متفاوت انجام مي گيرد. پاکستان و امارات جنوب خليج فارس که در اين هر دو منطقه معمولا دختران 16-10 ساله براي دو مناسبت عيد فطر و قربان در مراسمي به نام "حلفه" به فروش مي رسند. يعنی که خريداران عمدتا مسلمان هستند.
اغلب دختران ايراني، که در بازار جنسی جنوب خليج فارس کار می کنند، نه تنها نسبت به جايگاه و شغل خود آگاهي دارند که کاملا به طور رسمي و با هدف معلوم وارد اين کشورها مي شوند. اما در باره پاکستان اين موضوع متفاوت است. يکي ديگر از کارشناسان با توجه به تحقيقاتي که درباره قاچاق دختران ايراني به پاکستان انجام داده،اعلام کرده است که: "99 درصد دخترانی که در بازار پاکستان فروخته می شوند از خانواده هائي هستند که در حاشيه شهرها سکونت دارند. اغلب پدران اين دختران معتاد هستند که 90 درصد آنها به شغل هاي کاذب مشغولند .سن اين دختران نيز از 7 سال تا 14 سال است. قاچاقچيان پس از خريد اين دختران از پدرانشان، ابتدا آن ها را بعنوان فرزند خوانده قبول کرده و بعد از 10 سالگي به سمت پاکستان براي کار و بردگي جنسي روانه مي کنند".
بر اساس اين تحقيق که حاصل گفت وگو با 15 دختر نوجوان است که مدتي را در پاکستان گذرانده اند: "دختران از طريق تاييد سطحي يکي از آشنايان دختر توسط خانواده پسران خواستگاري مي شود. سپس شير بهايي به خانواده عروس مي دهند و به بهانه اينکه مراسم عروسي در زاهدان برگزار مي شود، با ميني بوس و با دست و پاي بسته اين دختران را از مرز خارج مي کنند. و جالب اينکه هيچگاه در هيچ ايستگاه ، پليس هويت اين دختران از رانندگان وسايل نقليه نمي پرسد. بعد از انتقال به پاکستان، آنها يکي دو روز در ميان خانواده پسر مي مانند و بعد بهره کشي جنسي آن ها آعاز مي شود.
گزارش انجمن دفاع از قربانيان خشونت نشان می دهد که اگر در هر مرحله ای مقاومتي از سوي دختران ظاهر شود باواکنش پرخاشگرانه و خشونت خانواده پسر مواجه مي شوند. نوع کار اين دختران نيز بيشتر بهره کشي جنسي با مرداني است که اعضاي خانواده داماد به خانه مي آورند. کنترل دختران آنقدر شديد است که امکان فرار آن ها ميسر نيست".

همه ماجرا اين نيست
اين، اما همه ماجرا نيست. به گفته برخي از کارشناسان تا وقتي مقامات رسمي با شناسائی پديد به تهيه آماری درباره اين بازار قاچاق دست نزنند، ابعاد فاجعه اي را که روز به روز گسترده تر مي شود.
سال پيش به دنبال انتشار اسامي هشت ايراني، از سوي عفو بين الملل، که در زمينه قاچاق دختران به امارات جنوبی خليج فارس فعال بودند، محافل مخالف جمهوری اسلامی از دست داشتن بعضي از شخصيت هاي متنفذ در حوادثی مشابه خبر دادند.
اين اخبار ظاهرا از نمونه هائی مانند خانه ريحانه در کرج مايه می گيرد که دو سال پيش دادگاه متهمان آن برگزار شد. اين ماجرا سال 79 در جريان پيگيري هاي خانواده يک دختر فراري به وسيله ماموران اطلاعاتي فاش شد. ماموران پس از دستگير و اعتراف دو تن از ماموران محلی به مرکزي به نام "خانه ريحانه" رسيدند که براي اسکان موقت دختران فراري تاسيس شده بود. يکی از قضات دادگاه انقلاب کرج و مسوول خانه ريحانه در تحقيقات بعدی دستگير و محکوم شدند.
نمونه ديگر مربوط به داستان افسانه نوروزی بود که بعد از کشته شدن فرمانده انتظامی منطقه کيش توسط وی که به تن فروشی اشتغال داشت، آشکار شد که ارتباطی مشکوک بين فحشا و فرماندهان نظامی و انتظامی مناطق جنوبی وجود دارد.
اينک بايد منتظر شد و ديد دولت محمود احمدي نژاد که با شعار رفع فقر و فساد بر سر کار آمده و در مسائل اعتقادی خود را متعصب تر نشان می دهد، در پاسخ به دختر دانشجويي که چند روز پيش در پاي صفحه مربوط به خبر قيمت دختران ايراني در سايت آفتاب پيغام تلخي را نوشته چه خواهند کرد.
آن دختر در پيغامش نوشته:" من يكي از اين دختران هستم كه در دوبي به اين روز افتاده و امروز زندگي بدي دارم و بايد بدانيد اينهمه تسهيلاتي كه امارات براي ايرانيان بوجود آورده بدون برنامه نيست ... ما پول زندگي و دانشگاه و خرج خانواده را با 3 ماه ويزاي توريستي كه بعضي از آقايان خاص و با نفوذ براي ما از ايران ميگيرند در مياوريم . در ايران هم هر جا كه براي كار ميرويم بايد با مدير عامل به دوبي بياييم يا با خودش باشيم وگرنه اخراج ميشويم . فساد در همه جا رواج پيدا كرده است حتي بعضي از دوستان من که در يك حراج شركت كرده بودند، بعد سر به نيست شدند. خانه از پاي بست ويران است".
...
انتشار:روزآنلاین،17 آبان 1384

۱۳۸۴ آبان ۱۶, دوشنبه

ثبت نام از استشهاديون ادامه دارد:فرمان شهادت را چه کسي خواهد داد؟

با وجود آن که چند روز پيش غلامعلي حدادعادل رييس مجلس هفتم شرط حضور در همايش مردان آفتاب را، توقف ثبت نام از داوطلبان عمليات استشهادي اعلام کرد، ثبت نام از داوطلبان عمليات استشهادي در ايران هم چنان ادامه دارد. حدادعادل در حالي اين شرط را گذاشت که محمود احمدي نژاد پيش از آن در سخناني جنجالي در همايش ديگري اعلام کرده بود " بزودي شاهد دنياي بدون اسراييل خواهيم بود".
اظهارات احمدي نژاد با واکنش تند جهاني مواجه شد و حتي انتقادات فراواني را در داخل بر انگيخت. شايد همين واکنش ها بود که حدادعادل را واداشت تا به مسوولان ستاد بزرگداشت شهداي نهضت جهاني اسلام بگويد که براي پيشگيري از جنجالي تازه تنها به شرطي در همايش مردان آفتاب حاضر مي شود که از ثبت نام براي عمليات استشهادي خبري نباشد. اين البته يک روي سکه است چرا که تنها ساعاتي پس از اعلام نظر حداد، سخنگوي ستاد پاسداشت شهداي نهضت جهاني اسلام از ثبت نام داوطلبان جديد عمليات استشهادي توسط اين ستاد در روز عيد فطر خبر داد. محمد علي صمدي با اعلام اين خبر گفت: "اين ثبت نام در حاشيه برگزاري نماز عيد فطر در مصلاي امام خميني تهران و با مدارک شناسايي معتبر انجام خواهد شد."

با اين حال در دو روز گذشته برخي از چهره هاي تندرو راست اعلام کرده اند که ثبت نام از داوطلبان عمليات استشهادي بيشتر از هر چيز جنبه تبليغاتي دارد. مسعود ده نمکي يکي از نزديکان به گروه حزب الله ايران مي گويد: "طرح ثبت نام براي عمليات استشهادي يک عمليات رواني در مقابل اقدام تبليغاتي غرب عليه جمهوري اسلامي است." او به فشارهاي تبليغاتي غرب عليه ايران اشاره مي کند و با دفاع از طرح ثبت نام براي عمليات استشهادي مي گويد:‌ "فشار تبليغاتي را بايد با فشار تبليغاتي جواب داد." اما به گفته مسوولان ستاد پاسداشت شهداي جهاني اسلام، که يکي از حاميان اصلي ثبت نام از داوطلبان عمليات استشهادي است، تاکنون چهل هزار داوطلب اقدام به ثبت نام براي انجام عمليات استشهادي کرده اند. خبرهاي منتشر شده حکايت از آن دارد که قرارگاهي در اصفهان با نام "عاشقان شهادت" براي آموزش داوطلبان عمليات استشهادي راه اندازي شده است.

تروريست يا شهادت طلب

عمليات استشهادي، که جهانيان عنوان عمليات انتحاري را به آن داده اند، عملياتي است که در آن يک يا چند نفر با هدف نابودي هدف از پيش تعيين شده اي اقدام به انفجار بمب يا تير اندازي در نزديکترين فاصله نسبت به هدف مي کنند، با آنکه مي دانند هيچ شانسي براي زنده ماندن پس از انجام چنين عملياتي ندارند. معروف ترين روش اين گونه عمليات ها بستن بمب به خود و يا حمل اتومبيل هاي پر از مواد منفجره است. معمولا به دنبال انفجار بمب شخص حامل آن نيز کشته مي شود. اگر چه استفاده از چنين روش هايي در ايران سابقه اي تاريخي داشته و حتي برخي از تاريخ نويسان سابقه آن را به ياران حسن صباح نسبت مي دهند، اما در تاريخ معاصر ايران نخستين نمونه هاي استشهاديون در سال هاي پنجاه با فعاليت های چريکی ثبت شده که به مصداق روز همه اعضای مسلح گروه های چريک مخالف رژيم سلطنت با سيانوری زير زبان آماده پذيرش مرگ بودند.

وقتي فرمان تشکيل بسيج بيست ميليوني در روزهاي پس از انقلاب به وسيله آيت الله خميني صادر شد، برخي از جوانان بسيجي که راهي جبهه هاي جنگ شده بودند، به خاطر نبود امکانات نظامي کافي در برابر نيروهاي نظامي عراق، با بستن مواد منفجره به خود داوطلبانه به انجام عمليات استشهادي دست زدند. در همان روزها برخي از اعضاي سازمان مجاهدين خلق هم که به جنگ مسلحانه با سران جمهوري اسلامي رو آورده بودند با انجام عمليات هاي مشابهي به ترور برخي از سران حکومت پرداختند.

مشهورترين عمليات استشهادي تاريخ اما در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ رخ داد. در اين ماجرا که بزرگترين عمليات تروريستي تا امروز بوده چندين تن از مريدان اسامه بن لادن با ربودن هواپيماهاي مسافربري، از آن هواپيماها به عنوان بمب هاي زنده اي که پر از انسان بود استفاده کردند و به هدف هاي مختلف از جمله برج هاي دو قلو در نيويورک، هجوم بردند. اتفاقي که به گفته بسياري، به ورق خوردن برگي از تاريخ جهان انجاميد. تازه ترين موارد عمليات استشهادي در جريان تهاجم به نيرو هاي متحدين در عراق پس از صدام ديده مي شود. طرفداران صدام حسين، ديکتاتور عراق و نيروهاي ابو مصعب الزرقاوي کساني هستند که از چنين روشي براي ايجاد نا امني در عراق بهره گرفته اند.

آمادگي براي جنگي ديگر

اگر چه دور جديد ثبت نام از داوطلبان عمليات استشهادي در ايران از يک سال پيش و با عنوان اقدامي براي حمايت از مبارزان فلسطيني آغاز شد، اما همزماني آغاز ثبت نام و سازماندهي اين داوطلبان با تشديد بحران هسته اي ايران و افزايش فشار بين المللي بر جمهوري اسلامي، بسياري از ناظران سياسي را به اين نتيجه رساند که سران حکومت اسلامي احتمال حمله نظامي به ايران را بعيد نمي دانند. به گفته يک کارشناس سياسي مقامات حکومت اسلامي احتمال مقاومت در يک جنگ منظم را، در صورت وقوع، کم مي دانند از همين رو به سرعت درصدد سازماندهي داوطلبان استشهادي هستند تا در صورت هر حمله اي منافع امريکا را در داخل خاک ايران و در بسياري از کشورهاي ديگر مورد تهاجم قرار دهند. نظر اين کارشناس سياسي وقتي سنديت بيشتري مي يابد که سخنان چندي پيش علي لاريجاني دبير جديد شوراي عالي امنيت ملي مورد توجه قرار گيرد. او در اوج بحران مذاکرات هسته اي اعلام کرد که "در صورت تهديد نظامي بر عليه جمهوري اسلامي، منافع امريکا را در منطقه مورد تهديد قرار خواهيم داد."

با اين همه به گفته حسين الله کرم، يکي از سران انصار حزب الله و از مدافعان عمليات استشهادي، آنچه تحت عنوان ثبت نام و سازماندهي داوطلبان استشهادي در حال وقوع است از جانب نيرو هاي خودجوشي است که الله کرم از آنها به عنوان ان.جي.او يا همان سازمان هاي غير دولتي نام مي برد.

ارتش خصوصي

برخي ديگر از صاحب نظران سياسي در ايران اما نظر تازه اي را در باره ثبت نام از استشهاديون مطرح مي کنند. به گفته اين عده با وجود نيروهاي شبه نظامي بسيجي در ايران هيچ نيازي به تشکيل و سازماندهي استشهاديون وجود ندارد. آنها معتقدند بسيجيان در صورت به خطر افتادن حکومت اسلامي، اين امکان را دارند که به عمليات استشهادي بر عليه دشمنان خارجي دست بزنند، همان طور که در سال هاي نخست جنگ با عراق يه اين کار اقدام مي کردند. اين کارشناسان، هدف از ثبت نام و سازماندهي استشهاديون را راه اندازي تشکيلاتي به موازات نيروي مقاومت بسيج مي دانند که بيشتر از آنکه تحت امر رهبر جمهوري اسلامي باشد، از آيت الله مصباح يزدي رهبر معنوي نئوراديکال ها حرف شنوي خواهد داشت. اين نظر بخصوص زماني پر رنگ شد که چندي پيش نشريه پرتو سخن ارگان مريدان مصباح يزدي به نقل فرمانده قرار گاه عاشقان شهادت، محل آموزش داوطلبان استشهادي، نوشت: "هركس در هر لباس و در هر مقامي عليه اين شخصيت بزرگ اسلامي [آيت‌الله مصباح] موضع بگيرد، عليه اسلام موضع گرفته است." به نوشته همين نشريه اين فرمانده سپاهي که در جمع نيروهاي عمليات استشهادي در اصفهان سخن مي گفت، وظيفه اين نيروها را پاسخ به دشمنان مصباح دانسته است.

به گفته يک کارشناس سياسي در تهران "اگر به حاميان اصلي ثبت نام و سازماندهي داوطلبان استشهادي نگاه کنيم برخي ديگر از مريدان مصباح يزدي که در سپاه پاسداران عضويت دارند هم درميانشان ديده مي شود." او هم چنين بر اين نکته تأکيد مي کند که شاگردان مصباح "حالا هم دولت را به دست گرفته اند و هم مجلس را" و به نظر مي رسد درصددند "تا يک ارتش خصوصي هم ايجاد کنند. ارتشي که به ظاهر براي مبارزه با دشمن خارجي تشکيل مي شود اما در زمان مقتضي مصرف داخلي خواهد داشت و به عنوان بازوي نظامي طرفداران مصباح عمل خواهد کرد."

شايد همين نشانه هاست که پيش نگراني هايي را در بين برخي از نمايندگان نزديک به رهبر جمهوري اسلامي و از جمله غلامعلي حداد عادل به وجود آورده است. حدادعادل که از نزديکان به رهبري و از منسوبان اوست وقتي در برابر دعوت نامه ستاد بزرگداشت شهداي نهضت جهاني اسلام قرار گرفت، شرط حضورش را حذف بخش ثبت نام از داوطلبان استشهادي در همايش مورد نظر اعلام کرد. حداد هم چنين پيشنهاد داوطلبي عمليات استشهادي را هم رد کرده است. اگر چه برخي از سايت هاي خبري نزديک به دولت اين رفتار حداد را رفتاري هوشمندانه در برابر جنجال آفريني هاي غرب نام دادند، اما به نظر مي رسد او از اتفاقاتي زير پوستي در نهاد هاي نظامي ايران و دلبستگي برخي از فرماندهان به مصباح خبر دارد. به هر حال اگر بنابر انتخاب باشد، حدادعادل سربازي رهبر جمهوري اسلامي را بر هر چيزي ترجيح مي دهد، بر خلاف احمدي نژاد که امروز در مقام رياست جمهوري ارادت خود به مصباح يزدي را از هيچ کس پنهان نمي کند.

حسين الله کرم که يکي از حاميان احمدي نژاد چندي پيش در پاسخ به سوال يک خبرنگار که از او پرسيده بود: "به رغم وجود نيروي مقاومت بسيج، كه از داوطلبان مردمي براي مقابله با تجاوز دشمنان از سوي ولي فقيه تشكيل شده، و يكي از شيوه‌هاي مبتكرانه بسيج در دفاع مقدس بوده است، چه ضرورتي براي تشكيل نيروهاي موازي عمليات استشهادي كه هيچ‌گونه كنترل و نظارتي از سوي نظام اسلامي بر فعاليت‌هاي آنان وجود ندارد و امكان سوءاستفاده دشمنان از اشتباهات آگاهانه يا ناآگاهانه اين گروه‌ها وجود دارد"، گفت: "در حال حاضر، در حال گذار از شرايط Westphalia به Post Westphalia هستيم." آينده نشان مي دهد که منظور او از اين جمله چه بوده است.
...
انتشار؛روزآنلاین،16 آبان 1384

۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

فرصتی برای گرفتن"میلیاردها تومان اعتراف"

بازگشت سردار نقدی به حکم احمدی نژاد
محمد رضا نقدی فرمانده پيشين حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی با حکم محمود احمدی نژاد به سمت رییس ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز منصوب شد. ناظران سیاسی انتصاب اخیر احمدی نژاد را گامی در جهت امنیتی کردن حوزه اقتصادی در کشور ارزیابی می کنند. و در عين حال معتقدند که با اين انتصاب رشته های اصلی قاچاق کالا که در اسکله های غيرمجاز يافته شده است بار ديگر به فراموشی خواهد رفت.

آگاهان معتقدند که پیشتر و با انتصاب بسياری از مقام های امنيتی و نظامی در راس وزارت خانه ها و استانداری ها و نهادهای مختلف روند امنیتی شدن حوزه های اجتماعی،فرهنگی و سیاسی از سوی احمدی نژاد آغاز شده بود. اینک انتصاب محمد رضا نقدی هم ، که بر اساس سوابقش یکی از معتقدان به برخوردهای خشونت آمیز و امنیتی با منتقدان حکومت اسلامی و یکی از بنیانگذاران دستگاه اطلاعات موازی درنخستین سال های ریاست جمهوری خاتمی است، می تواند گام دیگر احمدی نژاد برای گسترش نگاه امنیتی به حوزه اقتصاد تلقی شود.احمدی نژاد در حکمش خطاب به نقدی با اشاره به سوابق او آورده:" با توجه به سوابق ارزنده جنابعالی انتظار رفتار عادلانه و پیگیری دقیق و بدون تسامح در این عرصه وجود دارد".

محمد رضا نقدی که نامش نخستین بار در جریان پرونده غلامحسین کرباسچی و شهرداران مناطق بر سر زبان ها افتاد، یکی از آمران تهاجم به کوی دانشگاه در تیر ماه سال 78 و از جمله نخستین کسانی است که برخوردهای امنیتی، نظامی با اصلاح طلبان را ساماندهی کرد. او در ماجرای پرونده موسوم به شهرداران در جمع نمایندگان جناح راست مجلس گفته بود"اگر به من زمان بدهید میلیاردها تومان اعتراف از متهمان خواهم گرفت" . اندکی بعد البته معلوم شد که این سردار نظامی، شهرداران را در بازداشتگاه زیر زمینی وصال شخصا مورد شکنجه قرار داده و آنها را وادار به انجام اعترافاتی مبنی بر فساد اخلاقی و مالی کرده است. به گفته ناظران، بازگشت نقدی که با حمایت احمدی نژاد صورت گرفته، به منزله دادن همان فرصتی است که او هفت سال پیش از همفکرانش در خواست کرده بود. وی در نامه ای خواستار آن شده بود که صد نفر اعدام شوند تا به کلی کشور از شر اصلاح طلبان خلاصی يابد.

از عراق تا تهران
محمد رضا نقدی درنجف به دنیا آمده و تا سال 58 در این شهر زندگی کرده و پس از آن به ایران آمده است.او از نخستین اعضای مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق است که همزمان با جنگ ایران و عرا، به وسیله شیعیان تبعیدی عراقی و با حمایت جمهوری اسلامی شکل گرفت. نقدی دوره نظامی رادر اردوگاه های جنبش امل در لبنان گذراند و پس از مدتی به عضویت سپاه بدر در آمد. او پس از آن به سپاه قدس پیوست و برای انجام ماموریت های برون مرزی بارها به لبنان و سوریه اعزام شد. نقدی که با نام مستعار" شمس" در میان سپاهیان شناخته می شد، یکی از فرماندهان ارشد سپاه در جریان جنگ بالکان بود.او در سال 72 و در سی سالگی به فرماندهی حفاظت اطلاعات سپاه قدس منصوب شد و اندکی بعد نیز به فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی ارتقا یافت.او در سال های نخست حضورش در حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی، جمعی از نیروهای تندرو را از سپاه بدر،سپاه قدس و سپاه پاسداران به مجموعه تحت امر خود منتقل کرد و به این ترتیب حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی را به پایگاهی برای تندروی ها خود و همفکرانش بدل نمود.

افتضاح در پرونده شهرداران
در روزهای پس از دوم خرداد محمد رضا نقدی با همکاری مسعود صدرالاسلام، یکی از نیروهای امنیتی با نفوذ در نزد مقامات عالیرتبه کشور، برخورد با غلامحسین کرباسچی دبیرکل کارگزاران سازندگی و شهرداران مناطق تهران را به عنوان حامیان انتخاباتی خاتمی در دستور کار خود قرار دادند.کلیه معاونان شهرداری تهران و شهرداران مناطق با حکم محسنی اژه ای رییس وقت مجتمع قضایی کارکنان دولت و توسط حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی در محل های کار خود بازداشت و به مکان نا معلومی منتقل شدند.چند روز بعد نیز غلامحسین کرباسچی شهردار وقت تهران بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.

اندکی پس از این ماجرا شهرداران مناطق که اعترافاتی برعلیه خود و کرباسچی کرده بودند، در کمیسیون های مجلس پنجم فاش کردند که در بازداشتگاه زیرزمینی وصال و تحت فشارهای روحی وشکنجه های جسمی وادار به اعترافات ساختگی بر علیه خود و کرباسچی شده اند.یکی از شهرداران ماجرای این بازداشتها و اعترافات را چنین روایت می کند:" بازداشتگاه ما وصال نام داشت و من در سلول 130 انفرادی بودم. محل سلول من چهار طبقه زیر زمین بود. از بلندگوی بازداشتگاه که در تمام سلولها صدای آن پخش می شد مدام یا صدای ضجه و گریه و روضه خوانی پخش می شد یا قرآن. وضع غذای بازداشتگاه هم بسیار نامطلوب بود و در مدت 65 روزی که من در انفرادی بودم همواره غذا یا تکه نانی خشک و چند خرما بود یا سوپی که بیشتر به آب گرم و گوجه و چند لوبیا شباهت داشت. شکنجه اصل ثابت تمامی بازجویی هایم بود، بازجوی من که خود را ایمان معرفی می کرد با کابل بر پشتم میزد و با هر ضربه یا زهرا و یا حسین میگفت. آقای نقدی در تمام جلسات شکنجه خود شخصا حضورداشت و همواره زیر ضربات کابل از من می خواست تا اعتراف کنم و کتبا بنویسم که با خانم ز- م منشی محل کارم روابط نامشروع داشته ام ".

اگرچه افشاگری شهرداران مناطق تهران توانست زمینه تبرئه ایشان را فراهم کند، اما کرباسچی در دادگاهی به ریاست محسنی اژه ای محاکمه و به زندان و انفصال از مشاغل دولتی محکوم شد. نقدی هم به مجلس پنجم رفت و در شرح چگونگی ورودش به پرونده شهرداران گفت که:[ روزی آقای رازینی ریاست محترم دادگستری تهران مرا به دفترش دعوت کرد. وقتی که رفتم ایشان توضیح دادند که پرونده ای هست که مربوط می شود به فساد مالی در شهرداری تهران و ابعاد مالی آن بسیار گسترده است .ما هم به دلایلی صلاح نمی دانیم که پرونده را به دست دیگر ضابطین ، همچون وزارت اطلاعات و اداره آگاهی بدهیم و می خواهیم این را به شما بسپاریم چرا که هم " بازداشتگاهی مطمئن" دارید و هم پرسنل تان امین هستند.آن روز من به آقا ی رازینی گفتم: ما آماده هستیم! ولی اگر به میدان بیاییم تا آخر هستیم مبادا شما در وسط کار بر اثر فشارهای سیاسی کنار بکشید.که آقای رازینی هم گفتند: نه اراده ما هم بر این است که این قضیه را جدی بگیریم و حتی مقام معظم رهبری هم فرموده اند که با این مفسده جدی برخورد شود].او بعد از این ماجرا،با اتکا به رابطه خود با مقامات عالیرتبه، هم چنان رییس حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی باقی ماند.

حکم الهی را اجرا می کنم

نقدی در کنار پست سازمانی خود از سال 72 به بعد یکی از سازمان دهندگان اصلی نیروهای تندرو مذهبی در شبکه حزب الله بود. نقش نقدی در ساماندهی هسته های حزب الله زمانی فاش شد که طرح ترور عبدالله نوری و عطا الله مها جرانی ناکام ماند و اندکی بعد جزییات آن به وسیله امیر فرشاد ابراهیمی، یکی از اعضای هسته های حزب الله و از عاملان حمله به عبدالله نوری، منتشر شد. در دادگاه روزنامه زن علیزاده طباطبایی حقوقدان شهادت داد که در هنگامه حمله به عبدالله نوری در هنگام برگزاری نماز جمعه نقدی را دیده که با لباس شخصی و عینک دودی فرماندهی مهاجمان را بر عهده داشته است. در حالی که نقدی ادعا کرده بود که در آن روز در مشهد بوده است. فائزه هاشمی هم مدرکی نشان داد که دروغ وی را فاش می کرد و نشان می داد که ساعت هشت صبح از مشهد بازگشته است. در ضمن شاهدانی که به دادگاه آورده بود در مقابل سئوالات خانم هاشمی جواب هائی دادند که همه را خنده انداخت و فاش کرد که وی دروغ می گوید.

با این همه نقدی چنان دوستان قدرتمندی در حکومت داشت که حتی افشای اقدامات غیر قانونی او در حمله به دو وزیر دولت هم نتواند او را از فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی به زیر بکشد.

اما وقتی در اوائل سال 81 خبرهایی جسته و گریخته مبنی بر بازداشت برخی از اعضای یک محفل تندروها که با انگیزه برخورد شخصی با فساد و فحشا تشکیل شده، و در نهایت به سرقت و قتل اقدام کرده بودند،منتشر شد خبرهایی نیز از دستگیری نقدی توسط کمیته ویژه ای در وزارت اطلاعات به بيرون درز کرد . بر اساس این خبرها که هرگز به طور رسمی تائيد نشد نقدی فرماندهی این محفل تندروها را نیز بر عهده داشت.این خیرها در کنار اظهارات خود نقدی که در ماجرای نشریه دانشجویی موج در سخنانی علنی اعلام کرده بود که:"اگر دادگاه حکم به مجازات دانشجویان را ندهد من خودم حکم الهی را اجرا خواهم کرد" ، و در همان زمان رهبر انقلاب در نماز جمعه به شدت آن را محکوم دانست و اعلام داشت بدون حکم دادگاه هيچ کس حق اجرای حکم ندارد، سرانجام موجب برکناری او از فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی آماده شد گرچه که نزديکی وی به مقامات باعث گرديد که به عنوان فرمانده پشتیبانی ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شود. به این ترتیب او نه تنها مجازات نشد،بلکه بار دیگر به پشت پرده برخوردهای امنیتی ـ نظامی با منتقدان و مخالفان بازگشت.

چرا نقدی باز گشت؟
سکوت نقدی تنها دو سال طول کشید.او در روزهای انتخابات ریاست جمهوری بار دیگر به صحنه آمد و به عنوان یکی از حامیان اصلی محمود احمدی نژاد، هسته های حزب اللهی را که خودش یکی از بنیانگزاران آن بود به حمایت از احمدی نژاد فرا خواند.او در همان روز های انتخابات و در جمع اعضای انصار حزب الله مشهد، عواقب انتخاب یک فرد از طبقه سرمایه دار را به عنوان رئیس جمهوری، متوجه خود مردم دانست و اظهار داشت :" این چه منطقی است که بعضی می‌گویند آنها که تاکنون در این مملکت دزدی کرده‌اند و از بیت المال خورده‌اند، اکنون دیگر سیر شده‌اند و برای کار کردن می‌‌آیند، این منطق از دیدگاه امام مطرود است. اگر فضای اجرایی کشور، فضای نفس پرستی باشد و با دانشمندان به گونه‌ای برخورد کنند که یا آنها خانه نشین شده و یا مجبور به ترک وطن شوند، ما نمی‌توانیم به پیشرفت و سازندگی اسلامی برسیم. "

سخنان او در سخنرانی های انتخاباتی و در حمایت از احمدی نژاد اگر چه ظاهری بر علیه تبعیض و فساد داشت، اما بیش از هر چیز بر سرمایه و سرمایه داران متمرکز بود.وقتی رییس قوه قضائیه ایران در سخنانی از روند خروج میلیاردها دلار از کشور انتقاد کرد، برخی از کارشناسان خطاب سخنان شاهرودی را، احمدی نژاد و دولت او دانستند چرا که تا همین جا و در عرض سه ماه گذشته سخنان و انتصاب های رییس جمهور آبادگر موجی از انتقال سرمایه ها را از کشور به راه انداخته است.با این همه به نظر می رسد که احمدی نژاد با انتصاب نقدی به ریاست ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز، به جای باقر قاليباف که با حکم رييس جمهور سابق به اين سمت منصوب شده بود، به نوعی پاسخ شاهرودی را هم داده است.

نکته دیگری که ناظران سیاسی بر آن تاکید دارند این است که به گفته محمد باقر قالیباف رییس پیشین ستاد مبارزه با قاچاق و رقیب انتخاباتی احمدی نژاد، بیش از هفتاد در صد اسکله های نامریی که شاهراه ورود کالا به کشور هستند در اختیار نهادهای نظامی و از جمله سپاه پاسداران بزرگترین حامی احمدی نژاد در انتخابات است. آنها این پرسش را مطرح می کنند که آیا انتصاب نقدی باید به منزله رودر رویی با چنین نهادهایی تقی شود یا برعکس قرار است نقدی با توجه به سوابقش، برکار چنین نهادهایی سرپوش بگذارد و در عوض بخش خصوصی را که امروزه رقیب تازه یی به نام سپاه پاسداران پیدا کرده، تحت فشار های امنیتی به پذیرفتن شکست در مقابل سرمایه داری نظامی و سرداران قدرت و سرمایه وا دارد.
...
انتشار؛15 آبان 1384

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes