۱۳۸۷ فروردین ۱۴, چهارشنبه

سیزده به در


سیزده به در روز خاطره انگیزی است.اولین سیزده به دری که رفتم یادم هست؛پنجاه متر رو ب روی خانه ما.چهار یا پنج سال بیشتر نداشتم دو تا از خواهرانم قرار گذاشته بودند با همکلاسی های شان که همسایه خانه به خانه ما هم بودند بروند سیزده.شاید اول قصد نداشتند مرا با خودشان ببرند ولی لج بازی هام احتمالا باعث شد که بروم.باغ غلامعلی روبه روی خانه ما کنار رودحانه کوچک و باریکی قرار داشت که روزهای اول بهار بنفشه ها آن جا سر بر می آوردند ما هم رفته بودیم همان جا و یکی دو ساعت بعد برگشتیم آن هم از ترس اجنه و یادم هست که همان جا اولین بار شنیدم که «اوشان اوشان» ها یا همان اجنه در باغ ها هستند و الان هم احتمالا قرار است بیایند دنبال ما.
آخرین سیزده به در در ایران برای من در دیلمان گذشت؛اونجا بود که فهمیدم دیلمان اصلا دنیای دیگری است.

۱۳۸۶ اسفند ۱۹, یکشنبه

حذف کتاب های«غیر ارزشی» از کتابخانه های عمومی

مرحله جدید حذف فرهنگی با دستور وزیر ارشاد آغاز شد
وزیر ارشاد و رئیس کتابخانه های عمومی منصوب وی به فاصله یک روز و به طور رسمی خواستار شتاب گرفتن حذف آن چه «کتاب منفی» نامیدند،از کتابخانه های سراسر کشور شدند.
محمد حسین صفار هرندی در گردهمایی اخیر مديران كل كتابخانه‌های عمومی استان‌ها بر«لزوم وجین کردن هرچه سريع‌تر كتاب‌خانه های کشور» تاکید کرده است.به گزارش خبرگزاری مهر وزیر ارشاد که تلاش کرده تا دستور حذف کتاب های غیر همسوبا افکار جناح حاکم برکشور را رنگی فنی بدهد، گفته است«بايد كتاب‌های مستعمل از نظر ظاهر و محتوا جای خود را به كتاب هاي با ارزش و تازه بدهد».
یک روز بعد منصور واعظی که از چندی قبل به حکم وزیر ارشاد به ریاست کتابخانه های عمومی کشور منصوب شده،با ارائه توضحاتی روشن کرد که منظور صفار هرندی «حذف کتاب های منفی» از کتابخانه ها بوده است.
واعظی روز پنج شنبه در جمع مدیران کل استانی کتابخانه ها و طی اظهاراتی که در خبرگزاری ایبنا وابسته به وزارت ارشاد منتشر شد،گفت«در ارسال كتاب‌هاي جديد مساله ارزش گذاري هرچه بيشتر بر كتاب‌ها لحاظ مي‌شود،و كتاب‌هايي كه ارزش منفي دارند،و در گذشته وارد كتابخانه‌ها شده‌اند جمع‌آوری مي‌شوند».اظهارات این دو مقام دولتی که از سوی خبرگزاری مهر و ایبنا انتشار یافت.
«وجین کتاب» اصطلاحی فنی است و آئین نامه مشخصی دارد که در اظهارات وزیر ارشاد و همکارش منصور واعظی نشانی از تمایل به اجرای این آئین نامه دیده نمی شود.براساس آئین نامه درکتابخانه های عمومی کشور،«وجین کتاب»بایدبراساس«وضع ظاهری»،«نسخه تکراری»، «ویرایش کهنه و منسوخ»،و«محتوای قدیمی در مورد کتاب های علمی و فنی»، «میزان استفاده» و البته با نظر کارشناسان متخصص که در این مورد کتابداران خبره هستند انجام شود.و حتی در مورد کتاب های وجین شده«وجود حداقل دو نسخه از هر عنوان كتاب در مخزن مادر ضروری است».
کتابخانه مهم نیست،مشکل کتاب است
وزیر ارشاد که در ابتدای وزارت وعده ساخت کتابخانه ها و مجتمع های فرهنگی در سراسر کشور را داده بود در اظهارات اخیرش گفته«مساله فعلی ما تعداد كتابخانه نيست،چون خيران كتابخانه‌ساز،با ايجاد نهضت كتابخانه‌سازي،هر روز به تعداد كتابخانه‌هاي ما می‌افزايند.یکی از مسایل اصلی ما کتاب است».
وی چندی قبل در یک سخنرانی خصوصی در جمع گروه وسوم به اصولگرایان با یادآوری دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی که در آن از شدت سانسور کتاب ها کاسته شده بود،از دوره خود به عنوان دوره تحولات ارزشی در مدیریت وزارت ارشاد یاد کرده و گفته است««به ياد داريد كه در حوزه كتاب چه اتفاق‌هايي افتاده بود.در اين دوره به سختي يك نفر مي‌تواند كتابي را پيدا كند كه بگويد از آن مواردي است كه مي‌توان آن را به عنوان مورد منفي عَلَم كرد».با این حال صفار هرندی گفته که ولی هنوز کتاب منفی پيدا مي‌شود».
وی در توضح اظهاراتش نیز گفته است«بالاخره وقتي 53 هزار عنوان كتاب در سال چاپ مي‌شود مي‌توان جايي چيزي را پيدا كرد، ولي روال عوض شده است و مركزيت كنترل كننده دغدغه و اعتقاد دارد. قبلا چنين اعتقادي وجود نداشت. مي‌گفتند به ما دستور داده‌اند كه اين كار را بكنيم.اما الان دلدادگي در پشت كار است».وی با اشاره به مخالفت هایش در دوره سردبیری روزنامه کیهان با کاهش سانسور کتاب گفته است«اصلا تحليل‌هاي انتقادي قبل ما در حال حاضر به صحنه عمل آمده و به اجرا در مي‌آيد».
کتاب مقدس،کتاب سیاه
در حالی که وزیر ارشاد اکنون دستور حذف آثار برخی نویسندگان از کتابخانه های عمومی را صادر کرده،در اظهاراتش فقدان کتاب های مربوط به جنگ که اغلب از سوی مراکز دولتی و نهادهای حکومتی منتشر می شوند،در کتابخانه ها را به دولت های گذشته نسبت داده است.
خبرگزاری مهر از قول صفار هرندی نوشته«گويي اراده‌ای در گذشته مانع ورود اين آثار به كتابخانه‌ها شده است و تعلل ما اين مشكل را پابرجا می گذارد».وی همچنین از کتابداران انتقاد کرده که چرا درخواست خرید کتاب هایی که از آن ها به عنوان»کتب دفاع مقدس» نامبرده را نمی دهند و گفته«تعجب من از كتابداری است كه اين خلاء را اعلام نمی كند».
محسن پرویز معاونان فرهنگی وزیر ارشاد نیز پیش از این بخش بزرگی نویسندگان ایرانی را «تاریک نویس» نامیده و گفته بود«متأسفانه روندی كه پيش از انقلاب آغاز شده و در قبل از انقلاب ريشه دارد،اين است كه گروهي از روشنفكران ما كه مي‌توانستند دست به قلم گيرند،با الهام از نويسندگان سياه‌قلم و سياه‌بين مي‌نوشتند كه جزء ياس و نااميدي چيز ديگري ندارد».وی با ادعای این که بعضي از جوانان ما سعي مي‌كنند به تأسي از آن نوع نگاه، يأس‌آلود بنويسند» گفته بود«شايد نوع نگاه عده‌اي يأس‌آلود نباشد؛ ولي براي اين‌كه مورد تأييد عده‌اي قرار گيرند، سعي مي‌كنند اين‌طور بنويسند».
در حالی که اغلب جوائز ادبی مستقل از دولت طی دو سال اخیر با مشکلاتی چون عدم اجازه و یا ندادن سالن برگزاری مراسم با مشکلاتی مواجه شده و حتی برخی از این جوائز به تعطیلی کشیده شده،معاون فرهنگی وزیر ارشاد در «جایزه کتاب شهید حبیب غنی پور» علاوه بر اتهام سیاه نویسی به نویسندگان مستقل،روسنفکری را موجب غفلت دانسته و گفته است«خود روشنفكري از اين‌گونه بعضي‌ها را غافل مي‌كند و اين غفلت باعث مي‌شود ما هم‌پاي پيروزي انقلاب حركت نكنيم و بخشي از ادبيات ما درجا بزند و در همان نگاه سياه باقي بماند».وی گفته است«بسيار آزاردهنده است كه بعضي نويسندگان ما كه تعداد آثارشان هم بالاست، چيزی درباره‌ دفاع مقدس و جان‌فشانی ‌های افراد در دفاع مقدس ننوشته باشند».
اگر چه وزیر ارشاد و معاونانش تاکنون مصداق کتاب های منفی مورد نظرشان را اعلام نکرده اند اما مجلس هفتم در گزارشی که دو سال پیش از کتاب های منتشر شده در فاصله سال های 78 تا 81 ارائه کرد،بخش اصلی کتاب های منتشر شده از سوی 180 ناشر و اغلب آثار نویسندگان و شاعران برجسته ایران را در شمار«کتاب های منفی» اعلام کرد.در آن گزارش با تاکید برشدت دادن سانسور و تغییرات وسیع در وزارت ارشاد،تاکید شده بود که«لغو پرانه‌هاي نشر و تعطيلي محل كار و جمع‌آوري تعداد باقي‌مانده كتاب‌هاي منفي ارزيابي‌شده و امحاء و نابودي فيلم و زينگ اين كتاب‌ها و ارجاع ناشران به دادگاه صالح»،«جمع‌آوري كليه اين كتاب‌ها از كتابخانه‌هاي عمومي كشور» باید در دستور کار قرار گیرد.
دوران طلائی میرسلیم!
شنبه نهم تیرماه سال جاری اول بار عليرضا حسينی مدیر کل ارشاد اسلامی اصفهان در جلسه شورای فرهنگ عمومی این استان اعلام کرد که قرار است«پس از جمع آوری کتاب های مضر از کتابخانه های اين استان 107عنوان کتاب را جايگزين آن کند.»
وی در مورد دلایل این اقدام نیز به خبرگنگاران گفت«با بررسی در کتابخانه ها مشخص شد که علائق جوانان در کتابخوانی بيشتر به سوی کتاب های رمان و داستان است که متاسفانه کتاب های موجود در شان جامعه اسلامی نيست وفهرستی از داستان هايی با موضوعات مثبت و ادبيات جنگ در حال آماده شدن است تا در اختيار کتابخانه ها قرار گيرد».
این اظهارات با واکنش دبیرخانه کتابخانه های عمومی کشور مواجه شد و از جمله علی اکبر حاج مومنی مسئول روابط عمومی کتابخانه های عمومی کشور از «طرح جمع آوری " کتب نامناسب " از کتابخانه ها»اظهار بی اطلاعی کرد.حمید رضا چاکری معاون وقت برنامه ریزی و امور کتابخانه های کشور نیز همان زمان اعلام کرد که«انتخاب کنندگان کتاب در نهاد کتابخانه ها متولی سانسور نیستند».
با این وجود سمیرا اصلان پور از نزدیکان وزیر ارشاد اسلامی و مشاور وی در 13 تیر در گفتگوئی با خبرگزاری مهر گفت«من از وجود طرح یا مصوبه ای در ارشاد که بر اساس آن یک سری کتاب های خاص جمع آوری شود خبر ندارم اما «انطباق و تصحیح کتابها با ارزشهای جامعه ضروری است».
اندکی بعد با انتشار دبیرکل هیات امنای کتابخانه ها با وجود انتشار نامه حمایت آمیز 163 نمانده مجلس از وی،از سوی صفار هرندی برکنار شد و منصور واعظی را بر جای محمدحسین ملک احمدی نشست.
واعظی که سوابقی چون مدیرکل ارشاد تهران در دوره وزارت میر سلیم را درکارنامه خود دارد،همان کسی است که در اوسط دهه هفتاد در«جنگ فرهنگسراها» و اختلافات حقوقی در مورد مدیریت فرهنگسراهای تهران با کمک گروه های فشار فرهنگراها را به اشغال خود در آورد.
وی پس از انتصاب به ریاست کتابخانه های کشور اعلام کرد«کتابخانه های عمومی در ایران یک دوره طلایی داشته اند و آن از سال 71 تا 76 و در زمان آقایان میرسلیم و لاریجانی بوده است» وی اظهار امیدواری کرده که بتواند آن دوران را تکرار کند.

۱۳۸۵ اسفند ۶, یکشنبه

خاموشی علیرضا اسپهبد؛مرگ نقاش آزادی و انسان در پنجاه و پنج سالگی

علیرضا اسپهبد ،نقاش آزادی و انسان شنبه 5 اسفند 85 در تهران برای همیشه خاموش شد.او با وجود خلق آثاری بزرگ،که بی گمان در تاریخ هنر ایران بر صدر می نشیند،در همه این سال ها سانسور شد.در سه دهه گذشته اجازه برگزاری نمایشگاه تنها یکی دو بار به او داده شد.هرگز برای تدریس در دانشگاه از او دعوت نشد و در سه سال اخیر از فرط سانسور و تنهایی به غم غریبی دچار شد.غمی که سر انجام نقاش بزرگ آزادی را در پنجاه و پنج سالگی با مرگ پیوند داد.
مرگ در اوج
عليرضا اسپهبد،متولد ۲۲ آذر ۱۳۳۰ در تهران بود.او تحصیلات خود را در هنرستان هنرهای زیبای پسران در سال 1350 به پایان برد،و پس از آن به تحصیل در رشته گرافيك دانشكده هنرهاى تزئينى تهران مشغول شد و در سال ۱۳۵۴ قارغ التحصیل شد.اسپهبد هم چنین دارای فوق ليسانس هنر از دانشگاه گلد اسميت لندن بود.
برگزاری نمایشگاهی از نقاشی هایش با عنوان"کلاغ ها" در سال 1354،نام علیرضا اسپهبد را به عنوان یک نقاش مدرنیست و صاحب سبک بر سر زبان ها انداخت،زمانی که او هنوز تنها 24 سال داشت.
اسپهبد فعالیت مطبوعاتی خود را از مجله تماشا طی دوران دانشجویی آغاز کرد و پس از آن در سال 57 که برای تحصیل در لندن حضور داشت به جمع همکاران مجله ایرانشهر به سر دبیری احمد شاملو پیوست که در آن هنگام در لندن منتشر می شد.پس از بازگشت به ایران به دعوت شاملو به عنوان طراح و گرافیست کتاب جمعه از فروردین 58 با او تا هنگام توقیف کتاب جمعه همکاری کرد.
پس از آن در سال های ده شصت اسپهبد علاوه بر طراحی برخی از مجلات،پیوسته به نقاشی پرداخت.تصاویر برخی از نقاشی های او در آن دهه بر روی جلد مجلاتی چون آدینه،ایران فردا،صنعت حمل و نقل و برخی دیگر از ماهانامه های فرهنگی منتشر می شد.
در شناسنامه کاری او شرکت در چندين نمايشگاه گروهى در سال های پیش از انقلاب و برگزارى نخستین نمايشگاه انفرادى در سال 54 ثبت است.در سال های 55 و 56 در دو دوره نمایشگاه سالانه بال سوئیس شرکت داشت و در سال 1356 نمایشگاهی انفرادی آثارش در گالری بدفوردهاوس لندن برگزار شد.در سال های پس از انقلاب به علیرضا اسپهبد جزء دو مورد اجازه برگزاری نمایشگاه داده نشد.
در تمام این سال ها اسپهبد زندگی خود را از طریق فروش تابلوهای نقاشی،تدریس خصوصی نقاشی و طراحی روی جلد کتاب گذراند.طراحی روی جلد بیش از 140 عنوان کتاب که از آن جمله طرح های روی جلد او بر آثار احمد شاملو حاصل این بخش از فعالیت های اسپهبد بود.
در فاصله سال 2001 تا 2003 پن آلمان برای سه سال متوالی چندین اثر علیرضا اسپهبد را به عنوان كارت پستال و پوستر نمایشگاه کتاب فرانکفورت در تیراژی میلیونی منتشر كرد.
در چند سال گذشته اسپهبد در تنگنا و تنهایی مطلق چه در خانه و بیرون از خانه قرار داشت،چنان که خود در گفتگویی در سال 83 گفت"مدت دو سال است كه زندگي ام از طريق آثارم تأمين نمي شود.پيش از اين خوب بود.چون مي توانستم نقاشيها را بفروشم، مقدمه اي براي يككتاب مي نوشتم.طرح جلد چندين كتاب را مي ساختم،آرم مؤسسات تجاري را مي ساختم".
شنبه پنجم اسفند 85 اما خبرگزاری ها اعلام کردند که علیرضا اسپهبد بر اثر سکته قلبی و در راه بیمارستان درگذشته است.مرگ برای او زود بود بی گمان،که تنها پنجاه و پنج سال داشت و بسیار نقاشی ها که می خواست بکشد،و بسیار حرف ها داشت که هرگز بر زبان نیاورد.
نقاش آزادی و انسان
اسپهبد در همین سال ها برخی از آثار بی همتایش چون"تیرباران شده" را خلق کرد،نقاشی حیرت انگیزی که در آن مردی نیم انسان - نیم اسبی در حال گریستن در دستمال سفید و خونچکان است.این نقاشی از جمله آثار شاخص هنری است که به یاد اعدام های سال 67 و همه آزادی خواهان اعدام شده خلق شده است.اسپهبد یکی از معدود نقاشان ایرانی است که آثار به هم پیوسته ای را نیز خلق کرده است،که مجموعه "کلاغ ها" از جمله همین آثار به هم پیوسته است.
بی پروایی اسپهبد در خلق آثاری همواره متعهد به انسان و آزادی،فشارها را بر او افزون می کرد.این فشارها زمانی به شکل تهدید،زمانی به شکل کنترل و همواره به شکل حذف و سانسور در مورد علیرضا اسپهبد وجود داشتند.نادیده گرفتن او و آثار بزرگش حتا در سال های دوره اصلاحات نیز تداوم داشت.
با این همه علیرضا اسپهبد در تمام این سال ها در گالری کوچکش در خیابان دولت تهران و بعد از آن در خانه اش به نقاشی و خلق آثاری مشغول بود که بی گمان در تاریخ هنر معاصر ایران و جهان جایگاه شایسته ای خواهد داشت.
مرگ ناگهانی علیرضا اسپهبد در پنجاه و پنج سالگی دیروز جامعه هنری ایران را با بهت مواجه کرد.
محمود دولت‌آبادي،در واکنش به مرگ اسپهبد در گفت و گویی با خبرگزاری ایسنا گفت"شايد او يكي از معدود نقاش‌هايي بود كه با ادبيات بيشتر سر و كار داشت".دولت آبادي همچنین با اشاره به انزوای اسپهبد که در شمار اجتماعی ترین نقاشان ایران بود،گفت" اين اواخر اين فترت و انزواي عليرضا اسپهبد آن‌قدر شديد شده بود كه ما هم حتا كمتر يكديگر را مي‌ديديم.دلتنگي او از مجموعه‌ي جامعه‌ي هنر و مجموعه‌ي روابط حاكم بر فضاي هنرهاي تجسمي در كشور بود. با ما كه دوستان اهل قلمش بوديم، مشكلي نداشت؛لابد انتظار داشت جامعه‌ي هنرهاي تجسمي بيشتر به كارهايش توجه كنند".دولت آبادی از"تنهايي سنگيني" سخن گفته که اسپهبد طي دو سال گذشته در خانواده و جامعه تحمل مي‌كرد،و گفته"يكي دوبار كه با او صحبت كرده و سراغش را گرفتم كه چه مي‌كند،در پاسخ شنیده که"تنها نقاشي مي‌كشم".
علیرضا اسپهبد،در مقدمه تنها کتابی که از نقاشی هایش با گردآوری آیدین آغداشلو و مقدمه جواد مجابی منتشر شد و در بر گیرنده برخی از نقاشی هایش از سال 50 تا 76 است،با اشاره تنگناهایی که برایش ایجاد کردند،جمله ای نوشته که درد مشترک را فریاد می زند؛"من اين واقعيت را همچون تعهدى پذيرفته ام كه بى تفاوت و خنثى نمانم كه از نقاشى تنها زينت ديوار نسازم و همه توانايى هايم را صرفاً در نمايش توانمندى هدر ندهم. دلمشغولى من هميشه اين است؛ در جهانى كه آدمى در تلاش حماسى خود در كار خلق روابط انسانى، پاى برزمين استوار كرده است؛ هنر، اين والاترين شيوه زيست آدمى، چه براى من نقاش و چه براى شماى بيننده، چه دارد و چه خواهدداشت، اگر فريب بازى با فرم و ساختار و ابزار، آن را از هنرمند و انسان تهى كند".
یگانه فرزندش "بامداد" که در این چند سال و همه آن سال ها شاهد رنج های علیرضا اسپهبد بوده است،اکنون تنها مانده است.به تسلای او می بایست نوشت که علیرضا اسپهبد تنها بود،اما بزرگ بود و انسان.و از زبان عموی دلخسته اش احمد شاملو که؛"خاطره اش تا جاودانِ جاویدان در گذرگاه ِ ادوار داوری خواهد شد".
در روز , اکنون

نوشتار پیشین درباره علیرضا اسپهبد/بهمن 82

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes