۱۳۸۸ فروردین ۳۱, دوشنبه

وقتی آدم های واقعی مثل فيلم ها مي ميرند؛سينا پايمرد مرد!

بعضی وقت ها آدم بعضی چيزها را باور نمی کنه یا فکر می کنه که مثلا اشتباهي رخ داده حتما.مرگ سينا پايمرد دقیقا از همین خبرهاست.همان که رسانه ها از او به عنوان نوجوان هنرمند و نی نوازی محکوم به اعدام نام می بردند و وقتی شهریور 86 در پای چوبه دار به عنوان به عنوان آخرين درخواست اجازه نی نوازی گرفت.و نواخت چنان که اولياي دم  پذيرفتن که فرصتی بدهند به او.بعد کلی آدم خير و فعال حقوق بشر و مخالف اعدام پول جور کردن و رضايت اوليا دم را گرفتند.
دوباره محاکمه شد برای جنبه عمومی جرم و در نهايت اوايل دی 86 بعد چندسال تحمل زندان و کابوس اعدام آزاد شد.
ولی این آخر ماجرا نبود و ظاهرا بعدش دچار مشکلات جسمی و روحی شده،و بعد بستری شدن در بیمارستان روانی و آخر سر مرگ در روزهای قبل از نوروز 88 که آقای مصطفايی نوشته بر اثر سکته.مگه چندسالش بود؟ 21 سال.عوارض زندان بود،و پای اعدام زندگی کردن در حبس یا عوارض فراموشکاری ما،عوارض خشونت پنهان اما جاری در کشورما.هرچه هست و بود خبرش وحشتانکه برای من پوست کلفت.فیلم نیست و فیلم نامه نیست،این زندگی واقعی آدم هاست که مثل آخر فيلم ها داره تمام میشه.

حکايت نی نوازی سينا پای طناب دار 

نوازنده نی آزاد شد؛دی 86
بعدازظهر روز يکشنبه درهاي طوسي رنگ زندان رجايي شهر همزمان با اشک شوق سينا و خانواده اش باز شد و قدم هاي لرزان نوازنده ني چارچوب در را پيمود تا يکبار ديگر سينا در هواي سرد زمستاني نفس بکشد و طعم آزادي را بچشد.
او گفته بود"فقط مي خواهد به زندگي کردن و خوب بودن فکر کند."

سینا مرده،قبل از عید فوت کرد؛فروردین 88
دو سال بعد آزادی از زندان و جان در بردن از اعدام...

۱۳۸۸ فروردین ۱۷, دوشنبه

رسوایی قضایی در پرونده زن کشی های آبادان

فرمانده نيروی انتظامی همزمان با تاکید بر تداوم طرح برخورد با بدحجابی، بروز يک رسوایی انتظامی و قضائي در پرونده زن کشی های آبادان را تائيد کرد.
اسماعیل احمدی مقدم با اشاره به پرونده زن کشی زنجيره ای در آبادان که طی آن 15 زن و یک مرد در آبادان به قتل رسيده اند،از دستگيري و محاکمه افراد ديگري به غير از متهم یا متهمان اصلی اين پرونده و صدور حکم اعدام برای آن ها خبر داد.
احمدی مقدم همچنين گفت که فرمانده آگاهی آبادان و دو مامور ديگر نيروي انتظامی که مسئول این پرونده بودند،به دليل گرفتن اعترافات اجباری از متهمانی که به اشتباه دستگیر شده بودند،از سمت خود برکنار شده اند.
نکته مهم در اظهارات فرمانده نيروي انتظامی اما آن جاست که وی گفت"متاسفانه قاضي پرونده‌ نيز متهمان را محكوم اعلام كرده بود كه در زمان به تاخير افتادن حكم قصاص و تكرار قتل‌ها در آبادان به موضوع رسيدگي شد و فرمانده انتظامي آبادان نيز به دليل بي‌توجهي مورد توبيخ قرار گرفت."
به گفته احمدی مقدم این ماجرا زمانی آشکار شده که با تاخير در اجرای حکم اعدام متهمانی که براساس اعترافات اجباری به قصاص محکوم شده بودند،به تاخير افتاده و همزمان زن کشی در آبادان ادامه یافته است.
همزمان فرید بغلانی نیز که اکنون از او به عنوان متهم اصلی قتل های زنجره ای زنان در آبادان نامبرده مي شود نيز در جلسه دادگاهی که هفته دوم فروردین در ابادان برگزار شد،اتهامات قتل 15 زن و یک مرد را رد کرد.
زن کشي زنجيره ای در آبادان آبان ماه گذشته زمانی علنی شد که دری نجف آبادی دادستان کل کشور که برای معرفی دادستان جدید اهواز به این شهر سفر کرده بود، از وجود چنين پرونده ای سخن گفت.دادستان کل کشور همان روز گفت"قاتل زنجيره اي، با پيگيري دادستان آبادان و همکاري نيروي پليس و ماموران اطلاعاتي، به تازگي در چنگال عدالت گرفتار شده است و به زودي، محاكمه و مجازات خواهد شد."وی همچنين از اينكه قاتل با تاخير شناسايي شده ، ابراز تاسف كرد اما اطمينان داد كه"دستگاه قضايي در دفاع از جان و مال و نواميس آنان کوتاه نخواهد آمد."
فرمانده نيروي انتظامی همزمان با اعلام اين خبر از سوی دری نجف آبادی به خبرگزاری ایسنا گفت که دستور عدم اطلاع رسانی در مورد زن کشی های زنجیره ای آبادان را خودش صادر کرده، و تاکید کرد که"در رابطه با پرونده قتل هاي سريالي آبادان گفته بودم فعلاً گزارشي داده نشود تا تحقيقات در اين پرونده به پايان برسد،اما با کساني که در مسير اطلاع رساني کوتاهي کرده اند حتماً برخورد خواهد شد."
نزدیک به چهارماه بعد در اسفند ماه گذشته احمدی مقدم وجود اشکلاتی در این پرونده را پذیرفت و به خبرگزاری ایسنا گفت"در این پرونده اشکالاتی نیز در عملکرد معاونت آگاهی نیروی انتظامی آبادان وجود داشت که با آن‌ها برخورد شد."
وی پرونده زن کشی زنجیره ای در آبادان را"عمیق" توصیف کرد و گفت که"مقاماتی که در دستگاه قضایی پرونده را پیگیری می‌کردند،دچار ضعف و نقصان بودند که مجموع این عوامل در کشف حقیقت پرونده قتل‌های آبادان تاخیر ایجاد کرد."
احمدی مقدم همچنين گفت"يکي از دلايل احتمالی اطلاع رساني نشدن پرونده قتل هاي زنجيره ای آبادان اين است که 2 تن در سال گذشته وقوع برخي از قتل ها را به عهده گرفته بودند و پرونده نيز بسته شده بود،اما با تکرار اين قتل ها مشخص شد معترفان به قتل،اعترافات شان واقعي نبوده است."

کوتاهی یا تعمد؟
مقامات رسمی از انتشار جزئیات زن کشی زنجیره ای در آبادان به مانند چند پرونده زن کشی دیگر در کرج،ورامین،و گیلان خوداری مي کنند و با اعمال فشار از رانتشار این اخبار جلوگیری می کنند.
در سال گذشته چند پرونده زن کشی زنجیره ای نزدیک به 50 زن در چهار پرونده مختلف به قتل رسیده اند اما حتی روزنامه ایران که ارگان مطبوعاتی دولت است از انتشار این اخبار منع شده است.
روزنامه ایران چندی قبل در یاداشتی که همزمان با انتشار خبر دستگیری يک قاتل زنجیره ای زنان ديگر در کرج منتشر کرد،از فشار بر خبرنگارانش به دلیل انتشار خبر کوتاهی در مورد زنجیره ای بودن زن کشی ها در کرج بدون هماهنگی با نیروی انتظامی خبر داد،و افزود"اين پرسش مطرح است كه آيا پليس به محض اطلاع از سريالى بودن قتل ها در يك شهر نمى بايست در اين رابطه اطلاع رسانى شفاف و گسترده به عمل مى آورد تا ضمن هشدار جدى به مردم و شهروندان از وقوع قتل هاى ديگر نيز جلوگيرى مى كرد يا اين كه از مردم هم براى دستگيرى يك جنايتكار فرارى كمک مى طلبيد."
در اغلب پرونده های زن کشی زنجیره ای طی سال گذشته متهمان اصلی پيشتر در جریان تحقیقات به عنوان مظنون به نیروی انتظامی معرفی شده اند اما پس از مدتی از مدتی آزاد شده یا در مورد آن ها رفع اتهام شده است.
مقامات قضایی و انتظامی تاکنون در مورد دلایل این اقدام خود،و عمدی یا غیر عمدی بودن آن توضيحي ارائه نکرده اند.
در مرداد سال 80 خبر قتل هاي سريالي زنان در مشهد به بيرون درز کرد؛ اغلب قربانيان اين پرونده،از جمله ‏کساني بودند که در زندان يا نيروي انتظامي پرونده داشتند.
در این پرونده سرانجام سعید حنایی یک مرد مذهبی و کارت عضویت بسیج داشت و حتی در جمع آوری و انتقال اجساد قربانیان این قتل ها با نیروی انتظامی همکاری می کرد،سرانجام به عنوان قاتل معرفی،و اعدام شد.
سعید حنایی که از هنگام دستگیری تا اعدام مورد حمایت رسانه های محافظه کاران از جمله روزنامه هایی چون کیهان و رسالت قرار گرفت،در جریان دادگاه گفت که قصد داشته با کشتن این زنان جامعه را از فساد پاک کند.
...
عکس:فرید بغلانی متهم فعلی پرونده زن کشی های آبادان/روزنامه اعتماد
در روز 

۱۳۸۷ اسفند ۲۸, چهارشنبه

در مرگ امیدرضا میرصیافی؛نوروز و گرگ های آقا

چه بنویسم وقتی نوروز مان بوی مرگ می گیرد.چه باید نوشت وقتی سرتاسر این گربه عزیز،در سراسر ایران ما می تازند گرگ های آقا.امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس در اوین منحوس جانش را از دست داده،همان جا که 30 سال پیش قرار بود درش تخته شود و در این 30 سال شد کشتارگاه مخالفان و منتقدان دیکتاتوری اسلامی.
این شعر را دی ماه نوشته بودم ولی حالا فکر کردم به جای هرجور نوشتن دیگر با عیدی تلخ "آقا"یان به وبلاگ نویسان،این را بگذارم اینجا.
به احترام آن جان عزيزي که اوین منفور را تاب نیاورد.



گرگ های آقا


تا نقض حقوق این بشر
گزارشی شود در کازینوی فلان مقام بسار اتحادیه
گرگ های آقا
سنگ ها را به خایه های ما
و خایه های ما را به سنگ
بسته اند چنان
که هزار سال دیگر هم
از نطفه رستم ها و رودابه ها
جز کودکان مرده
به دنیا نمی آید


آه عبارت های گم شده
آه بوروکراسی،کاغذ بازی،آه قطعنامه ها
باور کنید
موشک ها و بازجویان
آدم کش ها و شکنجه گران
تروریست ها و مزدوران
هزار بار زودتر از شما
هزار سال زودتر از آزادی
به دنیا آمده اند


آه گرگ های آقا
گرگ ها
آهای آقا!
این ها و آن ها اعتراف
و ما اعتراف می کنیم
شما زودتر از شیطان و بهتر از عزرائیل
از رویای کودکان ، کابوس
و از شهرها گورستان می سازید.


بیشتر:
مجتبی سمیع نژاد درباره امید رضا میرصیافی؛قرار بود که...

تاسف گزارشگران بدون مرز از مرگ امید میرصیافی در زندان اوین
28 اسفند ماه 1387- کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران امروز اعلام کرد که مرگ یک وب لاگ نویس زندانی در زندان اوین در روز 27 اسفند ماه که بدنبال مرگ زندانی عقیدتی دیگری در روزهای اخیر اتفاق افتاده است، گویای آن است که مقامات ایرانی کاملا به سلامت زندانیان اعتنایی ندارند. کمپین بین المللی حقوق بشر از قوه قضائیه خواست که فورا مسئولین زندان را بخاطر غفلت از مسئولیتشان در این دو مورد مرگ اخیر زندانیان مورد بازجویی و محاکمه قرار دهد. کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به مقامات ایرانی یادآوری می کند که آنها طبق قوانین بین المللی حقوق بشر پاسخگوی سلامتی و امنیت جانی زندانیان هستند.
هادی قائمی؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: "رهبران ایران اداره زندانها را به گروهی از افراد نالایق و سنگدل واگذار کرده اند که نهایت بی اعتنایی را به زندگی انسان ها دارند." او اضافه کرد:"اگر مقامات ایرانی برای مجازات ماموران خاطی سریع اقدام نکنند مصونیت از مجازات و عدم پاسخگویی را رواج داده واین روند شدت می گیرد."
امید رضا میرصیافی در روز 27 اسفند ماه 1387 در زندان اوین در تهران درگذشت. به گزارش حسام فیروزی؛ پزشک زندانی در زندان اوین، میرصیافی بیش از حد مورد نیاز از داروهای خود استفاده کرده بود .در گزارش حسام فیروزی که توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ارائه شده، یادآوری شده است که میرصیافی دچار افسردگی شدید بود. فیروزی که در زمان درمان میرصیافی در بهداری زندان بود گفته است که پزشکان زندان نتوانستند مراقبت های مناسب را فراهم کنند و فورا او را به بیمارستان بفرستند.
میرصیافی بخاطر ابراز عقایدش در یک وب لاگ شخصی محاکمه شده بود. او به توهین به مقامات متهم شد و به دو سال و نیم زندان محکوم شد.
میرصیافی در مصاحبه ای در روز 26 اذرماه 1387 به کمپین بین المللی حقوق بشر گفته بود که وب لاگ او کاملا خصوصی بوده و فقط توسط تعداد کمی از دوستان او خوانده می شده است. او همچنین گفته بود که یک کارشناس وزارت اطلاعات به دادگاه فراخوانده شده بود، در جریان محاکمه او بر این نکته تاکید کرده و گفته بود که او نباید چنین حکم سنگینی دریافت کند.
محمد علی دادخواه؛ وکیل میرصیافی به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که حکم میرصیافی با عجله به اجرا درآمد بدون اینکه آئین مناسب دادرسی در آن مورد اعمال شود، و ایشان هم قبل از اجرای حکم رسما از حکم صادره مطلع نشده بود و به او ابلاغ نشده بود.
هادی قائمی در این مورد گفت:" از قاضی ای که برای میرصیافی فقط بخاطر عقاید مسالمت جویانه اش حکم صادر می کند، تا مسئولین بهداری که شرایط بحرانی او را مورد بی توجهی قرار داده اند یعنی مجموعه ای از مقامات قضایی و ماموران زندان همه مسئول مرگ میرصیافی هستند. مرگ میرصیافی شاخص سنگدلی سازمانهای امنیتی و اطلاعاتی ایرانی است که با همکاری قوه قضائیه از دادگاهها سوء استفاده می کنند."
امیرساران؛ زندانی سیاسی ای که بخاطر فعالیتهای سیاسی 8 سال حکم دریافت کرده بود در روز 16 اسفند ماه 1387 در اثر سکته مغزی درگذشت. خانواده و دوستان امیر ساران ادعا کرده اند که مرگ وی در اثر بی مبالاتی و عدم مراقبت های مناسب توسط مقامات زندان رخ داده است.

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes