۱۳۸۱ مهر ۸, دوشنبه

بازي در شهر سوخته

يكم‌. دو لايحه‌ اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌ و تبيين‌ اختيارات‌ رييس‌جمهوري‌ كمتر از يك‌ ماه‌ پس‌ از سخنان‌ خاتمي‌ به‌ مجلس‌ رفته‌ است‌ تا آينده‌ اصلاحاتي‌ را كه‌ خاتمي‌ در پنج‌ سال‌ گذشته‌ پيگيرش‌ بوده‌، رقم‌ بزند.
دوم‌. اخيرا معاونت‌ مطبوعاتي‌ وزارت‌ فرهنگ‌ و ارشاد اسلامي‌ نتايج‌ يك‌ نظرسنجي‌ پيرامون‌ سخنان‌ يك‌ ماه‌ پيش‌ خاتمي‌ را انتشار داده‌ است‌. براساس‌ اين‌ نظرسنجي‌ 82.8 درصد نظردهندگان‌ خواستار افزايش‌ اختيارات‌ رييس‌جمهوري‌ شده‌اند، در حالي‌ كه‌ 41.5 درصدشان‌ خاتمي‌ را بهترين‌ رييس‌جمهوري‌ ايران‌ دانسته‌ و 24 درصدشان‌ خواهان‌ استعفاي‌ خاتمي‌ شده‌اند.
سوم‌. همانطور كه‌ پيش‌بيني‌ مي‌شد محافظه‌كاران‌ در برابر لوايح‌ فوق‌ دو راه‌ را در پيش‌ گرفتندأ راديكال‌ها بناي‌ مخالفت‌ با هر دو لايحه‌ را گذاشتند و محافظه‌كاران‌ معتدل‌تر، در عين‌ انتقاد از لايحه‌ تبيين‌ اختيارات‌ رييس‌جمهوري‌، به‌ مخالفت‌ با لايحه‌ اصلاح‌ انتخابات‌ تاكيد كردند.اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ براساس‌ نظرسنجي‌ پيش‌گفته‌ 80.3 درصد نظردهندگان‌ مشكل‌ اصلي‌ كشور را عدم‌احترام‌ به‌ راي‌ اكثريت‌ دانسته‌اند. با اين‌ حساب‌ مي‌توان‌ دو سرنوشت‌ براي‌ لوايح‌ فوق‌ متصور شدأ سرنوشت‌ حداقلي‌ رد لايحه‌ اصلاح‌ قانون‌ انتخابات‌ توسط‌ نهادهاي‌ نظارتي‌ و تصويب‌ لايحه‌ تبيين‌ اختيارات‌ رييس‌جمهوري‌ با تغييرات‌ حداكثري‌ است‌. اما سرنوشت‌ حداكثري‌ لوايح‌، رد هر دو لايحه‌ از سوي‌ نهادهاي‌ نظارتي‌ خواهد بود.
چهارم‌.محافظه‌كاران‌ در پنج‌ سال‌ گذشته‌ زمين‌ داده‌اند تا زمان‌ بگيرند، حالا آنها در اين‌ فكرند كه‌ زمان‌ بدهند و زمين‌ بگيرند و از همين‌رو احتمالا سرنوشت‌ حداقلي‌ را براي‌ لوايح‌ رقم‌ خواهند زد.
پنجم‌.نقش‌ خاتمي‌ و اصلاح‌طلبان‌ در قدرت‌ از اين‌ پس‌ در تعيين‌ سرنوشت‌ اصلاحات‌ پررنگ‌تر خواهد بود. آنها بايد اعلام‌ كنند كه‌ تنها در صورتي‌ به‌ بازي‌ ادامه‌ مي‌دهند كه‌ زمان‌ و زمين‌ را با هم‌ در اختيار داشته‌ باشند، چرا كه‌ در غير اين‌ صورت‌ جنبش‌ اصلاح‌طلبي‌ به‌ مثابه‌ بدنه‌ از سر خود يعني‌ اصلاح‌طلبان‌ جدا خواهد شد.
ششم‌.محافظه‌كاران‌ هم‌ بهتر است‌ اين‌ نكته‌ را از ياد نبرند كه‌ هر جنبشي‌ ليدرهاي‌ خود را خواهد يافت‌، ليدرهاي‌ جنبش‌ اصلاح‌طلبي‌ فعلا جزيي‌ از حاكميت‌اند. با آغاز جدا سري‌، جنبش‌ اصلاحات‌ سري‌ را خواهد جست‌ كه‌ حتي‌ مي‌تواند تغييرات‌ كيفي‌ اين‌ جنبش‌ را در پي‌ داشته‌ باشد.تغییر کیفی می تواند جنبشی اصلاحی را به جنبشی انقلابی بدل کند.
یادداشت روزنامه اعتماد،دوشنبه 8 مهر 81

اداي‌ دين‌ به‌ شاعر مهرباني‌ و نگراني‌

وقتي‌ بنويسم‌ شاعري‌ با مو و ريش‌ مجعد و چشمي‌ خيره‌ كه‌ اندوه‌ جهان‌ را در نگاهش‌ منتشر مي‌كرد، شايد خيلي‌ها سهراب‌ سپهري‌ را جلوي‌ خودشان‌ ببينند: نشسته‌ و مي‌نويسد «واژه‌ بايد خودباد /واژه‌ بايد خود باران‌ باشد». شاعر رنگ‌ها و سيب‌ فكر مي‌كرد زندگي‌ خالي‌ نيست‌ و براي‌ پر كردن‌ حجم‌ زمان‌ مهرباني‌ را مي‌گذاشت‌ جلوي‌ همه‌. او «به‌ يك‌ آيينه‌ ، يك‌ بستگي‌ پاك‌ قناعت‌» داشت‌ و تمام‌ نگراني‌اش‌ اين‌ بود كه‌ آب‌ گل‌ نشود. هنرمندي‌ از دل‌ دهه‌ سی که‌ برمي‌ آيد تا كلمات‌ را رنگ‌آميزي‌ كند و آنقدر تنها باشد كه‌ هيچ‌ كس‌ آمدن‌ و رفتنش‌ را قدرنداند. گويي‌ او «هيات‌ تشنه‌تنهايي‌» بود و آرزويي‌ نداشت‌ جز همان‌ كه‌ نوشته‌ است‌ «كاشكي‌ اين‌ مردم‌ دانه‌هاي‌ دلشان‌ پيدا بود.» بعضي‌ها دوبار گور مي‌شوند يك‌ بار بخاطر خودشان‌ و بار ديگر بخاطر عشقشان‌. سهراب‌ هم‌ دوبار گور شده‌است‌، يكي‌ در دل‌ سه‌ دهه‌ شعر و نقاشي‌ و بار ديگر توي‌ همان‌ ارديبهشتي‌ كه‌ سياست‌ مي‌برد ارديبهشت‌۵۹.او زماني‌ نوشته‌ است‌. «روزي‌ خواهم‌ آمد و پيامي‌ خواهم‌ آورد /و در رگ‌ها نور خواهم‌ ريخت‌». چند روز ديگر او، 22 سال‌ پس‌ از سرطان‌ و تنهايي‌ 75 ساله‌ مي‌شود،آن‌ موهاي‌ مجعد حالا مي‌بايست‌ سپيد شده‌ باشد و آن‌ نگاه‌ خيره‌ در امتدادش‌ حالا مي‌توانست‌ غير از اندوه‌، ياس‌ را هم‌ در خود داشته‌ باشد. اگر سهراب‌ مي‌ماند و در مي‌يافت‌ كه‌ حرف‌مادرش‌ راست‌ بوده‌ «موسم‌ دلگيري‌ است‌.»خواندن‌ و تازه‌ خواندن‌ شعرهايش‌ اداي‌ دين‌ اينجا و اكنون‌ ، اداي‌ دين‌ ما به‌ شاعر مهرباني‌ و نگراني‌ است‌. او كه‌ مي‌دانست‌ «زندگي‌ چيزي‌ نيست‌ كه‌ لب‌ تاقچه‌ عادت‌ از ياد من‌ و تو برود»، اين‌ را هم‌ به‌ ما آموخت‌ كه‌ «مرگ‌ پايان‌ كبوتر نيست‌».

پایان نامه

چند روز ديگر
و چند هفته پس از آن که يکی و عشق را
جلوی هم کلاسي هاو
پدر و مادرت
و استادانی که هيچ حرفی برای گفتن ندارند
بکش
کشته يی
همه با احترام
به دختر کوچکی که حالا برای خودش
خانوم شده يی به خدا
چشم
نمی آيم
که چشم هايم را ببينی
اين اشک
دريا نيستم
رودخانه بودم برايت
که هر وقت دلت خواست
خواستی آمدم
نمی خواهی نمی آيم
نمی خواهی نمی آیم
دفاع کن خوب
این پایان نامه نیست
که سطرهاش را تو بنویسی
من بخوانم
قصاب ها هم به خدا
دلم همیشه پیش توست
این را خودت بهتر دانسته یی می دانی
و نیامدم
آنها به تو گل می دهند
نمره خوب
چند جعبه شیرینی و شکلات
من زندگی را
دفاع نکن
این پایان نامه نیست
چند روز دیگر
هفته هاست که نمی خوابم و
کابوس
قرار بود شبش حرف های عاشقانه تری بزنم
با سه پاکت روز را تمام
یک نخ نبود
که پاره اش کنی
ما وصله می زنیم ای عشق
و صبر مان مثل دل مان کوچک نیست
و صبر مان مثل دل مان نازک نیست
چند روز دیگر
هفته هاست که با سیگار ها دود شده ام
و نیستم
جای چشم هام منطق و حرف های دیگران را
گیرم که گذاشتی
جای این دل چرا می گذاری؟
چرا فکر کرده یی تنها
چرا تنها فکر کرده یی
همه دنیا با هم اند
توی این بازی
من یک طرف هستم
باختم
عادلانه نبود نیست
تو هم سر دنیا را گرفتی
این روز ها و چند روز و سال و سال ها
توجلوی هم کلاسی ها و
پدر و مادرت
و استادان و خیلی کسان دیگر
از چیزی دفاع کرده یی می کنی
که پایان نامه نیست
که پایان نامه نیست
دنیا نامرد تر از این حرف هاست
باور کن.
23تیر 1381

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes