۱۳۸۲ مرداد ۷, سه‌شنبه

جعفر پناهی و متشکرم...

وقتی یک کارگردان جهانی که افتخار برای کشورش کسب کرده از تو بخواهد که از خودش به خودش خبر بدهی حتما آدم غمگین می شود که این سطر ها را پشت تلفن برایش بخواند.البته جعفر پناهی احتمالا چندی پیش و در آستانه ورودش به ایران وقتی در فرودگاه مهر آباد یک برگه بی نام و نشان را دیده که از او خواسته تا برای توضیح برخی مسایل به جایی مراجعه کند غمگین تر شده.این هم آن سطرها:
بر اساس گزارش « دانیل سان ژورژو» روزنامه نگار فرانسوی؛ جعفر پناهی سینماگر نامدار ایرانی، از سیزده ژوئیه تا بیست و سه ژوئیه در دو نوبت مورد بازجویی ماموران وزارت اطلاعات ایران قرار گرفته است. او می نویسد:« در بازجویی ها، ملیت سینماگرانی که پناهی با آنان در فستیوالهای جهانی مناسبات داشته است برای ماموران اطلاعاتی ایران از اهمیت برخوردار بوده که این نشان از یک پرونده سازی و اتهامات جعلی به این سینماگر بزرگ ایرانی است. وی در ساختمانی معروف به ساختمان سنگی در خیابان جردن تهران که به وزارت اطلاعات ایران تعلق دارد, در هر نوبت سه تا چهار ساعت مورد بازجویی قرار گرفته است و از وی خواسته شده تا پس از احضار به دادگاه پاسخ دهد که چرا در ایران فیلم های اصطلاحا سیاه و بدون مجوز می سازد. بودجه آن از کجا تامین می گردد. چگونه و به پیشنهاد چه افرادی فیلم «طلای سرخ» بدون مجوز به فستیوال کن فرانسه راه پیدا کرده است. به غیر از وی که شناخته شده ترین تهدید شده در مراکز امنیتی و اطلاعاتی ایران به شمار می آید، طی ماه گذشته بسیاری از سینماگران و هنرمندان از سوی این وزارتخانه در حصارهای اطلاعاتی قرار گرفته اند.«دانیل سان ژورژو» می نویسد: « پناهی فیلمساز و هنرمندی است که مسائل انسانی برایش در درجه نخست قرار دارد و از خودسانسوری متنفر است و همواره با نگاهی مستقل از وابستگی به هر گونه گرایش سیاسی کوشش کرده است بلندگوی واقعیت باشد. او امروز مورد توجه منتقدان سینمای جهان می باشد و سینماگری است که بخاطر خلاقیت های فوق العاده اش جوایز با اهمیت و بزرگی را از فستیوالهای جهانی فیلم بدست آورده است. بسیار دردناک است که او حالا در وضعیتی عادی زندگی را سپری نمی کند. وی می نویسد پس از بابک پیامی دیگر سینماگر شناخته شده این کشور که ماه گذشته در محل کار خود دستگیر و روانه بازداشتگاه شده بود، موارد متعددی از فشار بر روی سینماگر ایرانی مشاهده شده است که این موضوع باعث گردیده تا زندگی هنرمندان ایرانی سخت مورد مخاطره قرار گیرد.
تازه یکی می گفت که چنین برگه یی به دست کیارستمی هم رسیده.
به قول کیهان بدون شرح:یک وقت فکر نکنید که آن جا جای بدی است.نه اصلا خیلی هم خوب است احترام و عزت هم سر جایش.چند تا پرسش دوستانه و احوال پرسی و این که چی می کنی و ... بعضی ها می گویند اصلا این دعوت ها برای آن است که جلوی دعوت به آن زیر زمین را بگیرند.با این حساب یک جور هایی جعفر پناهی یک تشکر هم بدهکار می شود و دیگران هم همین طور.اگر این گمان درست باشد من هم یک تشکر بدهکارم که همین جا تشکر می کنم.

روزگار غریبی است نازنین

علی اصغر رمضان پور معاون فرهنگی وزارت ارشاد هم دیروز گفته:درباره‌ انتشار کتاب‌ ما با مساله‌ زمان‌ انتشار روبرو هستیم‌. گاهی‌ زمان‌ انتشار یک‌ کتاب‌ همزمان‌ می‌شود با موضوعی‌ که‌ ممکن‌ است‌ حساسیت‌ برانگیز باشد. ولی‌ این‌ موضوع‌ این‌ معنی‌ را ندارد، زمانی‌ که‌ بررسی‌ کننده‌، موضوعی‌ را به‌ عنوان‌ کارشناس‌ ما بررسی‌ می‌کرده‌ هم‌ این‌ حساسیت‌ وجود داشته‌ است‌. مثلا ممکن‌ است‌ کارشناس‌ ما کتابی‌ را در تابستان‌ سال‌ گذشته‌ بررسی‌ کرده‌ و کتاب‌ اگر در همان‌ موقع‌ منتشر می‌شد هیچ‌ حساسیتی‌ ایجاد نمی‌کرد اما کتابی‌ که‌ تابستان‌ گذشته‌ مجوز گرفته‌ را ناشر می‌خواهد امسال‌ منتشر کند، این‌ دیگر در حوزه‌ اختیارات‌ ما نیست‌ که‌ به‌ ناشر بگوییم‌ این‌ کتابی‌ که‌ مجوزش‌ را گرفته‌ کی‌ منتشر کن‌. این‌ در حد حقوق‌ و اختیارات‌ خود ناشر است‌. ما نباید نظام‌ نظارت‌ و بررسی‌ را طوری‌ تعریف‌ کنیم‌ که‌ بتدریج‌ همه‌ حق‌ و حقوقی‌ که‌ ناشر به‌ عنوان‌ حق‌ مدنی‌ خودش‌ از آن‌ برخوردار است‌ از دست‌ بدهد. خواهش‌ می‌کنم‌ که‌ به‌ یکسری‌ ملاحظات‌ در حوزه‌ فرهنگ‌ توجه‌ شود.
نکته جالب در اظهارات رمضان پور این است که از این پس دو عامل زمان و احساس را هم باید در سرنوشت کتاب دخالت داد.آیا این حرف ها برای ارسال توپ به زمین حریف نیست؟
چندی پیش یادداشتی نوشته بودم با عنوان تراژدی وزارت.وزیر هم توضیحاتی فرستاده بود برای روشن شدن ذهنم.اما باور کردنی نیست که در این مملکت بر خلاف قانون اساسی فعلی حتا دستگاه عریض و طویلی به نام اداره کتاب با استناد به مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که حق قانون گذاری ندارد کتاب ها را سانسور میکند بعد هم تازه نویسنده و ناشر و کتاب توقیف میشود و آخر سر هم آقای معاون وزیر که خودش هم با وثیقه آزاد شده میخواهد با وسط کشیدن پای زمان و مکان و احساس یک جوری سر و ته قضیه را هم بیاورد. سانسور یعنی پایمال کردن حقوق انسان ها و توجیهش هم عذر بدتر از گناه.
.........................
کانون نویسندگان هم که از قدیمی ترین نهادهای صنفی ایران است سرنوشت عجیبی داشته تا حالا و به نظرم این سرنوشت عجیب تر هم شده و می شود.پارسال توی مصاحبه مطبوعاتی همین آقای رمضان پور یکی ازش پرسید که چرا به کانون مجوز فعالیت نمی دهید؟او هم جواب داد که تا حالا هیچ در خواستی به این منظور به دستش نرسیده. پس از آن که جلوی برگزاری مجمع عمومی کانون هم کمی بعد گرفته شد.امسال دوباره یکی از معاون ارشاد پرسیده که سرنوشت کانون چه می شود؟او در جواب گفته که کانون پیشینه سیاسی هم دارد و ارشاد به تنهایی نمی تواند مجوز فَالیت چنین نهادی را صادر کند و وزارت کشور بعلاوه وزارت اطلاعات هم باید در این قضیه نظر بدهند.فکر می کنید اگر یک صد سال دیگر در این باره یکی در این مورد بپرسد چه جوابی خواهد شنید؟

گل‌ زنی‌ به‌ سر حریف‌

یکم‌. وزرای‌ خارجه‌ اتحادیه‌ اروپا هفته‌ پیش‌ در بیانیه‌یی‌ از ایران‌ خواسته‌اند تا با امضای‌ پروتکل‌ الحاقی‌ با بازرسی‌ بیشتر بازرسان‌ تسلیحاتی‌ از فعالیت‌های‌ هسته‌یی‌ ایران‌ موافقت‌ کند. پیوستن‌ ایران‌ به‌ چنین‌ پروتکلی‌ خواسته‌ تازه‌یی‌ نیست‌، شاید بیش‌ از یک‌ سال‌ است‌ که‌ اروپایی‌ها چنین‌ خواسته‌یی‌ را از ایران‌ دارند اما آنها در بیانیه‌شان‌ ضمن‌ تاکید بر این‌ که‌ «ایران‌ با آزمایش‌ موشک‌ شهاب‌ 3 هر کاری‌ را که‌ برای‌ تخریب‌ مذاکرات‌ تجاری‌اش‌ با اتحادیه‌ اروپا می‌توانسته‌ انجام‌ دهد، انجام‌ داده‌ است‌» بار دیگر نگرانی‌ خود از وضعیت‌ حقوق‌ بشر در ایران‌ را ابراز کرده‌اند.
دوم‌.وقتی‌ در یک‌ شب‌ زمستانی‌ هفت‌ سال‌ پیش‌ (سال‌ 1375) سفرای‌ کشورهای‌ اتحادیه‌ اروپا ایران‌ را ترک‌ کردند، بسیاری‌ از تحلیلگران‌ سیاسی‌ بر این‌ باور بودند که‌ سردی‌ روابط‌ با ایران‌ تا مدت‌ها ادامه‌ خواهد یافت‌. آن‌ روزها با وجود تلاش‌ چند ساله‌ هاشمی‌ برای‌ ارتقای‌ سطح‌ روابط‌ با اتحادیه‌ اروپا و چندین‌ دور گفت‌و گوی‌ انتقادی‌، ماجرای‌ میکونوس‌ و هلموت‌ هوفر در کنار برخی‌ از مسائل‌ داخلی‌ مربوط‌ به‌ حقوق‌ بشر به‌ یک‌ باره‌ همه‌ رشته‌ها را پنبه‌ کرد تا جایی‌ که‌ همه‌ سفیران‌ اروپایی‌ به‌ کشورهای‌ متبوع‌شان‌ فراخوانده‌ شدند.
سوم‌.دوم‌ خرداد 76 و آرای‌ بیست‌ میلیونی‌ خاتمی‌ یک‌ بار دیگر روابط‌ ایران‌ و اتحادیه‌ اروپا را بهبود بخشید. خاتمی‌ با تاکید بر تنش‌ زدایی‌ در سیاست‌ خارجی‌ و ارایه‌ نظریه‌ گفت‌و گوی‌ تمدن‌ها در این‌ میان‌ نقش‌ درخوری‌ را به‌ خود اختصاص‌ داد، تا جایی‌ که‌ بارها با دعوت‌ همتایانش‌ در راس‌ هیات‌های‌ عالیرتبه‌ برای‌ دیدار و گفت‌و گوی‌ دو جانبه‌ راهی‌ کشورهای‌ اروپایی‌ شد. اما حقیقت‌ این‌ است‌ که‌ در همه‌ این‌ سال‌ها اراده‌یی‌ بر ضد روابط‌ روبه‌ رشد ایران‌ و اروپا وجود داشته‌ است‌. این‌ اراده‌ دو شقه‌، بخشی‌ در داخل‌ ایران‌ و بخشی‌ در خارج‌ همواره‌ کوشیده‌ تا رشته‌ها را پنبه‌ کند. در آن‌ سالها، برخی‌ها در تلاش‌ برای‌ به‌ هم‌ ریختن‌ چنین‌ رابطه‌یی‌ حتی‌ از قاچاق‌ موشک‌ فروگذار نکردند. در دوره‌ ریاست‌ جمهوری‌ خاتمی‌ و همزمان‌ با هر سفر خارجی‌ او حوادث‌ ناگواری‌ رخ‌ داد که‌ به‌ دلیل‌ تکرار چندباره‌ نمی‌توان‌ آن‌ها را اتفاقی‌ دانست‌. یک‌ نگاه‌ به‌ تحرکات‌ برخی‌ محافل‌ در داخل‌ و خارج‌ کشور همسویی‌ آنها را برای‌ تخریب‌ رابطه‌ ایران‌ و اروپا به‌ رخ‌ می‌کشد.
چهارم‌.چندی‌ پیش‌ هیاتی‌ پارلمانی‌ از ایران‌ برای‌ گفت‌وگو با مقامات‌ پارلمان‌ اروپا به‌ بلژیک‌ سفر کرد. همزمانی‌ برخی‌ حوادث‌ داخلی‌ و خارجی‌با سفر این هیات معانی‌ دیگری‌ را هم‌ به‌ این‌ حوادث‌ نسبت‌ می‌دهد. با این‌ همه‌ مشکل‌ اصلی‌ بین‌ ایران‌ و اروپا تا همین‌ چند هفته‌ پیش‌ پذیرش‌ پروتکل‌ الحاقی‌ بود. اما مرگ‌ زهرا کاظمی‌ بار دیگر مساله‌ حقوق‌ بشر را در این‌ میان‌ پررنگ‌ کرده‌ و به‌ نظر می‌رسد در آینده‌ بر اهمیت‌ آن‌ افزوده‌ خواهد شد.
پنجم‌. اخیرا یکی‌ از چهره‌های‌ جناح‌ مقابل‌ دولت‌ در ایران‌ خواستار برگزاری‌ رفراندوم‌ و کسب‌ نظر ملت‌ در مورد فعالیت‌های‌ هسته‌یی‌ ایران‌ شده‌ است‌. واقعیت‌ این‌ است‌ که‌ عرصه‌ سیاست‌، عرصه‌ چانی‌زنی‌ است‌. جایی‌ که‌ طرفین‌ ضمن‌ رو کردن‌ برگ‌های‌ برنده‌ تلاش‌ دارند تا امتیازهای‌ بیشتری‌ به‌ دست‌ آورند. از این‌ منظر برخی‌ از رفتارهای‌ داخلی‌ پرسش‌ برانگیزند. ظاهرا برخی‌ها به‌ جای‌ ظرفیت‌سازی‌ برای‌ رو کردن‌ برگ‌ برنده‌ بیشتر تلاش‌شان‌ بر آن‌ است‌ که‌ دست‌ حریف‌ را از چنین‌ برگ‌هایی‌ پر کنند.
منتشر شده در روزنامه اعتماد 7 مرداد 82

Template Designed by Douglas Bowman - Updated to New Blogger by: Blogger Team
Modified for 3-Column Layout by Hoctro, a little change by PThemes